عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم
چشمهاش... از اون چشمایی نبود که فقط ببیننت... از اون چشمها بود که آرومآروم... تا ته ته دلت راه پیدا میکرد.
یه جوری نگات میکرد... که انگار سالهاست میشناستت... انگار تموم خستگیهاتو بیاینکه چیزی بگی، فهمیده.
گاهی لبخندش دیر میرسید... اما چشمهاش زودتر عاشقی میکردن. زودتر دلتنگ میشدن... زودتر دلت رو میبردن.
راستش... من عاشقِ زیباییش نشدم... عاشقِ امنیتم شدم توی همون دو تا چشم.
همونجایی که نه قضاوتم میکرد... نه تغییرم میداد... فقط نگام میکرد... و همین... برای زنده موندنِ یه دل، کافی بود.
کاش بعضی آدما میدونستن... گاهی یه نگاهِ مهربون، بیشتر از هزار تا «دوستت دارم» اثر داره.
و هنوزم... هر وقت اسمت میاد، قبل از هر چیزی... چشمهات یادم میاد... چشمهایی که انگار، تموم عشق دنیا توشون جا شده ...
دوستتدارم زندگیم 🌹♥️🌹
یه جوری نگات میکرد... که انگار سالهاست میشناستت... انگار تموم خستگیهاتو بیاینکه چیزی بگی، فهمیده.
گاهی لبخندش دیر میرسید... اما چشمهاش زودتر عاشقی میکردن. زودتر دلتنگ میشدن... زودتر دلت رو میبردن.
راستش... من عاشقِ زیباییش نشدم... عاشقِ امنیتم شدم توی همون دو تا چشم.
همونجایی که نه قضاوتم میکرد... نه تغییرم میداد... فقط نگام میکرد... و همین... برای زنده موندنِ یه دل، کافی بود.
کاش بعضی آدما میدونستن... گاهی یه نگاهِ مهربون، بیشتر از هزار تا «دوستت دارم» اثر داره.
و هنوزم... هر وقت اسمت میاد، قبل از هر چیزی... چشمهات یادم میاد... چشمهایی که انگار، تموم عشق دنیا توشون جا شده ...
دوستتدارم زندگیم 🌹♥️🌹
- ۱.۶k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط