خببب با اینکه شبه و من باید فردا ساعت هفت بیدار شم به
خببب... با اینکه شبه و من باید فردا ساعت هفت بیدار شم به دلایلی ولی من بازم بیدارم و به این زودیا نمیخوابمممم 👹💪🏼
خببب ، بیاین راجب مسئله ی کلاس امروز بگم که... امروز استاد هوش تصویری مون اومده بود چون امروز تصویری میخوندیم (گفته بودم مرده؟👀) که... من این جلسه واقعا نمیتونستم بهش نگاه کنم یا چیزی بهش بگم (یادم نیست قضیهشو گفتم یا نه ولی من و دوتا از دوستای دیگم داشتیم راجب اینکه این استادمون زن داره یا نه حرف میزدیم و خلاصه که فضولی مون گل کرده بو-🤓 و اونیکی دوستم هم صداش در نمیومد... نگو که میخواست اون جلسه که استادو میبینیه ازش بپرسه... و واقعا هم بعد کلاس پرسید و گفت که ما میخواستیم بدونیم🗿 یعنییی اصلااااا آب شدممم-👀) و اره برای این قضیه خیلی خجالت میکشیدم از استاد ولی خوشبختانه یادش نبود👍🏼
و تو یکی از سوالا که خیلی سخت بود و هیچکس تقریبا نتونسته بود جوابو بگه ، استادمون به شوخی گفت «در ناامیدی بسی امید است» و منم جهت اینکه جَو کلاس عوض شه در جواب گفتم «در لوبیا پلو کمی شیوید است🤓» (هرهرهر چقدر من نمکم👁️👅👁️💔) و همه سر این خندیدن و منم به همینی که گفتم خندیدم ولی از درون داشتم از خجالت آب میشدم چون خود استادمون هم خندید 😦💔
بعد انگار همین دوستم که از استاد پرسیده بود که زن دارید یا نه میخواست دوباره بپرسم که چند سالتونه ولی من و اونیکی دوستم اومدیم خفتش کردیم نزاشتیم بپرسه 🤡🤲🏼
خببب ، بیاین راجب مسئله ی کلاس امروز بگم که... امروز استاد هوش تصویری مون اومده بود چون امروز تصویری میخوندیم (گفته بودم مرده؟👀) که... من این جلسه واقعا نمیتونستم بهش نگاه کنم یا چیزی بهش بگم (یادم نیست قضیهشو گفتم یا نه ولی من و دوتا از دوستای دیگم داشتیم راجب اینکه این استادمون زن داره یا نه حرف میزدیم و خلاصه که فضولی مون گل کرده بو-🤓 و اونیکی دوستم هم صداش در نمیومد... نگو که میخواست اون جلسه که استادو میبینیه ازش بپرسه... و واقعا هم بعد کلاس پرسید و گفت که ما میخواستیم بدونیم🗿 یعنییی اصلااااا آب شدممم-👀) و اره برای این قضیه خیلی خجالت میکشیدم از استاد ولی خوشبختانه یادش نبود👍🏼
و تو یکی از سوالا که خیلی سخت بود و هیچکس تقریبا نتونسته بود جوابو بگه ، استادمون به شوخی گفت «در ناامیدی بسی امید است» و منم جهت اینکه جَو کلاس عوض شه در جواب گفتم «در لوبیا پلو کمی شیوید است🤓» (هرهرهر چقدر من نمکم👁️👅👁️💔) و همه سر این خندیدن و منم به همینی که گفتم خندیدم ولی از درون داشتم از خجالت آب میشدم چون خود استادمون هم خندید 😦💔
بعد انگار همین دوستم که از استاد پرسیده بود که زن دارید یا نه میخواست دوباره بپرسم که چند سالتونه ولی من و اونیکی دوستم اومدیم خفتش کردیم نزاشتیم بپرسه 🤡🤲🏼
- ۱۲۴
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط