{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت_قدیمی

#حکایت_قدیمی

داستانی زیبا از کرامت امیرالمؤمنین (ع)

پدر آیت‌الله مظاهری حکایت می‌کنند که در سفر کربلا، مردی را دیدند که در خواب بود. وقتی برای غذا او را بیدار کردند، مرد با عجبه پرسید: «پلو-مرغ است؟» و چون پاسخ منفی بود، دوباره خوابید. اطرافیان گمان کردند او دیوانه است و در وسط بیابان توقع پلو-مرغ دارد!

اتفاقاً همان زمان «رکن‌الملوک» رسید و چون پلو-مرغ همراه داشت، آن مرد را بیدار کردند تا غذایش را بخورد. وقتی از او پرسیدند چطور در این بیابان چنین انتظاری داری و اگر ما نمی‌رسیدیم چه می‌شد؟

مرد پاسخ داد: «اگر تو نمی‌رسیدی، کس دیگری می‌رسید!» و در ادامه راز این اتفاق را باز کرد:

او پیش‌تر برای یک فرد هندی بر سر قبرش قرآن می‌خواند و رسم بود که هر شب به او پلو-مرغ بدهند. پس از مرگ آن شخص، او به سر قبر امیرالمؤمنین (ع) آمد و عرض کرد: «یا علی! من این قرآن را برای تو می‌خوانم؛ پولی نمی‌خواهم، اما همان پلو-مرغی را که برایم می‌آوردند، تو برایم فراهم کن.»

از آن زمان به بعد، در هر شبانه‌روز، یک بار پلو-مرغ برای او می‌رسید! ✨



💯
دیدگاه ها (۰)

#یک_و_بیست | آرزوی حاج قاسم برای حرم امامین عسکرین(ع) رهبر ش...

👆پاسخ قرآن به کسانی که میگن👆😭 نماز نمی خونم 💵و انفاق نمی کنم...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

🔆 مؤمن‌بودن جسارت می‌خواهد...اینکه میان عده‌ای که نماز نمی‌خ...

تحریف قرآن ...

مرغ ملانصرالدین فقط یک پا داشتچرا می‌گوییم «مرغش یک پا دارد»...

⚜از امام زمانمان چرا نميخواهيم؟!محمد بن يوسف نقل مي‌كند، زما...

⛔️ رهبر ما هم می‌توانست مثل حاکمان کشورهای عربی با آمریکا کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط