{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم بی‌دغدغه شوم، قهوه‌ام را بردارم، بروم وسط پاییز

دوست دارم بی‌دغدغه شوم، قهوه‌ام را بردارم، بروم وسط پاییز بنشینم، کتابی باز کنم و در حالی غرق در وادی کلمات شوم که عطر باران مشامم را پر کرده، باد خنکی می‌وزد و برگ‌های خشک را با خودش همراه می‌کند و درخت‌های بی‌‌بار و برگ پاییز، زل زده‌اند به منی که دارم عمیقا نفس می‌کشم و برش کوتاهی از جهانم را در کالبدی آرام و خوشبخت، زندگی می‌کنم و رنج‌ و اندوه زمانه را روی طاقچه‌ی خانه، جا گذاشته‌ام...
دیدگاه ها (۰)

این حیوان از کارگاه ارده(خرد کردن کنجد) فرار کرده است با این...

پاییز...مانند خانه پدری میماندآدم را به گذشته های دور میبردب...

*نگران فردایت نباش ........🌙🌔

🍂شب زیبای پاییزیتون متبرک 🧡به نگاه گرم خداوند🍂الهی دلخوشی‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط