دوست دارم بی‌دغدغه شوم قهوه‌ام را بردارم بروم وسط پاییز

دوست دارم بی‌دغدغه شوم، قهوه‌ام را بردارم، بروم وسط پاییز

دوست دارم بی‌دغدغه شوم، قهوه‌ام را بردارم، بروم وسط پاییز بنشینم، کتابی باز کنم و در حالی غرق در وادی کلمات شوم که عطر باران مشامم را پر کرده، باد خنکی می‌وزد و برگ‌های خشک را با خودش همراه می‌کند و درخت‌های بی‌‌بار و برگ پاییز، زل زده‌اند به منی که دارم عمیقا نفس می‌کشم و برش کوتاهی از جهانم را در کالبدی آرام و خوشبخت، زندگی می‌کنم و رنج‌ و اندوه زمانه را روی طاقچه‌ی خانه، جا گذاشته‌ام...
دیدگاه ها (۰)

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

☕️🍂 دوست دارم بی‌دغدغه شوم، قهوه‌ام را بردارم، بروم وسط #پای...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡وقت #تماشای تو انگارنسیم خنکی می وزد وتنه...

دلتنگم... #دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،#شعر م...

دوست دارم روی سقف اتاقم، ابر بکشم. ابر غمگین پاییز. هر شب با...

در طلب شهادت#به_شیوه_شهدا🔰بخشی از مناجات طلبه #شهید_محمود‌رض...

این روزها، هوای دیدنت، چقدر در من بیداد می کند 😢خشت خشت خانه...

چقدر سخت است روزها بنشینی به چیزهایی فکر کنی که اصلا قرار نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط