سناریو
#سناریو
#درخواستی🦋
وقتی ما آیدل هستیم و خیلی طرفدار ها مون زیادن و یه شب توی برنامه ای که آرمی های رو غافلگیر می کنند بدون اینکه اونا بدونن شرکت میکنیم و وقتی وارد میشیم ما رو میبینن خیلی غافلگیر میشن ما هم از خجالت زیاد میفتیم زمین( اونا رومون کراشن)
نامی : کتابشو پرت میکنه میاد ببینه حالت خوبه یا نه ( انقدر دوست داره که کتابشو پرت کردههه پرتتتتتتت )
جین : خنده شیشه پاکنی ....
جیهوپ : تو افتادی رو اون و الان به هم گره خوردین و اون دستش رفت رو ... س.ی.ن.ه ات .... وای ات شی من ... م . .. من واقعا معذرت میخوام ...
شوگا : وقتی دید افتادی رو هوپ
حسودی گل کرددد و اومد کمکت ..
جیمین : واایی .. حالت خوبهههههه ...
شوگا .. ولش کننن خودم کمکش میکنم
شوگا : نمیخواد جیمینی خودم کمکش میکنم ....
جیمین : نه خودم کمکش میکنم ...
ایم دوتا در حال دعوا برای اینکه کی ات رو بلند کنه ...
ته : تا اونا دارن دعوا میکنن میاد بلندت میکنه ...
کوک : تو ذهنش ... کاش من جای هوپی بودم خداااییی خدایا من اینجااااممم جرا اونو میندازی رو هوپی ...؟
خدااااا
خبببب بییی لیدی های من چطورین ...
ببخشید چند روز نبودم حالم خوب نبود الانم خوب نیست ولی نگران نباشید ...
شاید تا فردا یا مس فردا براتون پارت ۱ رمان رو گذاشتم ...
میبینید نیستم فکر نکنید به رمان فکر نمی کنم تو ذهنم الان تا پارت ۱۰ ادامهش دادم ...
به هر حال ...
عاشقتونم زیاد امیدوارم خوشتون بیاااد
بوووثثثص باااایییی 💋✨️
#درخواستی🦋
وقتی ما آیدل هستیم و خیلی طرفدار ها مون زیادن و یه شب توی برنامه ای که آرمی های رو غافلگیر می کنند بدون اینکه اونا بدونن شرکت میکنیم و وقتی وارد میشیم ما رو میبینن خیلی غافلگیر میشن ما هم از خجالت زیاد میفتیم زمین( اونا رومون کراشن)
نامی : کتابشو پرت میکنه میاد ببینه حالت خوبه یا نه ( انقدر دوست داره که کتابشو پرت کردههه پرتتتتتتت )
جین : خنده شیشه پاکنی ....
جیهوپ : تو افتادی رو اون و الان به هم گره خوردین و اون دستش رفت رو ... س.ی.ن.ه ات .... وای ات شی من ... م . .. من واقعا معذرت میخوام ...
شوگا : وقتی دید افتادی رو هوپ
حسودی گل کرددد و اومد کمکت ..
جیمین : واایی .. حالت خوبهههههه ...
شوگا .. ولش کننن خودم کمکش میکنم
شوگا : نمیخواد جیمینی خودم کمکش میکنم ....
جیمین : نه خودم کمکش میکنم ...
ایم دوتا در حال دعوا برای اینکه کی ات رو بلند کنه ...
ته : تا اونا دارن دعوا میکنن میاد بلندت میکنه ...
کوک : تو ذهنش ... کاش من جای هوپی بودم خداااییی خدایا من اینجااااممم جرا اونو میندازی رو هوپی ...؟
خدااااا
خبببب بییی لیدی های من چطورین ...
ببخشید چند روز نبودم حالم خوب نبود الانم خوب نیست ولی نگران نباشید ...
شاید تا فردا یا مس فردا براتون پارت ۱ رمان رو گذاشتم ...
میبینید نیستم فکر نکنید به رمان فکر نمی کنم تو ذهنم الان تا پارت ۱۰ ادامهش دادم ...
به هر حال ...
عاشقتونم زیاد امیدوارم خوشتون بیاااد
بوووثثثص باااایییی 💋✨️
- ۳۸۸
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط