نمیشود از ڪنارِ گذشته رد شد
نمیشود از ڪنارِ گذشته رد شد
فقط چون سالها از آن گذشته است
بعضی اتفاقها
تمام نمیشوند؛
فقط شڪلشان عوض میشود
یڪ زمانی
دو نفر،
بیآنڪه بدانند،
داشتند برای هم
جایگاهی در قلبشان میساختند.
شاید یڪی زودتر دلش لرزید،
شاید دیگری دیرتر فهمید
چه اتفاقی برایش افتاده است.
شاید آن روزها
هر ڪدامشان
نشانههای ڪوچڪِ دیگری را
برای خودشان
هزار بار مرور میڪردند؛
یڪ نگاه،
یڪ مڪث،
یڪ جملهٔ ساده
ڪه برای هیچڪس معنایی نداشت
جز برای آن دو
آدم نمیداند
ڪدام لحظه
عشق شروع میشود
همانطور ڪه نمیفهمد
ڪِی چیزی درونِ رابطه
آرامآرام
خاموش شده است
پایانها
معمولاً یڪ تاریخ مشخص ندارند
گاهی
مدتها ڪنارِ هم هستید
اما چیزی ڪه میانِ شما بود
دیگر نیست
و بعد
یڪ روز
به خودت میآیی
و میبینی
بیشتر از خودِ رفتن،
داری با خاطرهٔ بودن
زندگی میڪنی
من نمیدانم
امروز زندگیِ تو چه شکلیست
نمیدانم
چه ڪسی ڪنارت مینشیند،
چه چیزی خوشحالت میڪند
یا وقتی روزت سنگین میشود
به چه ڪسی پناه میبری
شاید حتی
دیگر هیچ تصویری
از آن سالها
در زندگیِ امروزت نمانده باشد
اما برای من
یڪ حقیقت
تغییر نڪرده است:
آنچه میانِ ما اتفاق افتاد،
به خاطرِ اینڪه پایان گرفت،
دروغ نمیشود.
بعضی فصلها
قرار نیست تا آخرِ ڪتاب
ادامه پیدا ڪنند.
اما این
از واقعی بودنشان
ڪم نمیڪند
اگر روزی
ڪسی از گذشتهمان پرسید،
لازم نیست
از تلخیِ آخرِ قصه بگوییم
ڪافیست
صفحهای را باز ڪنیم
ڪه هنوز
دو آدم در آن
همدیگر را دوست داشتند
و بگوییم
این جا . . .
ما هنوز
برای هم
آشنا بودیم
۱۴۰۵/۶/۲۹
❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎
#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگتریندلیلبراۍِدوستْداشتَنۍ
🍂🧡「#عطر_خاطره 」
فقط چون سالها از آن گذشته است
بعضی اتفاقها
تمام نمیشوند؛
فقط شڪلشان عوض میشود
یڪ زمانی
دو نفر،
بیآنڪه بدانند،
داشتند برای هم
جایگاهی در قلبشان میساختند.
شاید یڪی زودتر دلش لرزید،
شاید دیگری دیرتر فهمید
چه اتفاقی برایش افتاده است.
شاید آن روزها
هر ڪدامشان
نشانههای ڪوچڪِ دیگری را
برای خودشان
هزار بار مرور میڪردند؛
یڪ نگاه،
یڪ مڪث،
یڪ جملهٔ ساده
ڪه برای هیچڪس معنایی نداشت
جز برای آن دو
آدم نمیداند
ڪدام لحظه
عشق شروع میشود
همانطور ڪه نمیفهمد
ڪِی چیزی درونِ رابطه
آرامآرام
خاموش شده است
پایانها
معمولاً یڪ تاریخ مشخص ندارند
گاهی
مدتها ڪنارِ هم هستید
اما چیزی ڪه میانِ شما بود
دیگر نیست
و بعد
یڪ روز
به خودت میآیی
و میبینی
بیشتر از خودِ رفتن،
داری با خاطرهٔ بودن
زندگی میڪنی
من نمیدانم
امروز زندگیِ تو چه شکلیست
نمیدانم
چه ڪسی ڪنارت مینشیند،
چه چیزی خوشحالت میڪند
یا وقتی روزت سنگین میشود
به چه ڪسی پناه میبری
شاید حتی
دیگر هیچ تصویری
از آن سالها
در زندگیِ امروزت نمانده باشد
اما برای من
یڪ حقیقت
تغییر نڪرده است:
آنچه میانِ ما اتفاق افتاد،
به خاطرِ اینڪه پایان گرفت،
دروغ نمیشود.
بعضی فصلها
قرار نیست تا آخرِ ڪتاب
ادامه پیدا ڪنند.
اما این
از واقعی بودنشان
ڪم نمیڪند
اگر روزی
ڪسی از گذشتهمان پرسید،
لازم نیست
از تلخیِ آخرِ قصه بگوییم
ڪافیست
صفحهای را باز ڪنیم
ڪه هنوز
دو آدم در آن
همدیگر را دوست داشتند
و بگوییم
این جا . . .
ما هنوز
برای هم
آشنا بودیم
۱۴۰۵/۶/۲۹
❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎
#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگتریندلیلبراۍِدوستْداشتَنۍ
🍂🧡「#عطر_خاطره 」
- ۱۰.۱k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط