عآدت نکرده بــودمـ…
عآدت نکرده بــودمـ…
بــه آینکه کسـی همـهچ ـیو آینقدر بــیصـدآ بــلد بــآشـه.
عآدت ندآشـتمـ بــه نگآهی که قبــل آز آینکه ح ـرف بــزنمـ،
تمـآمـ ج ـمـلههآمـ رو آز توی نفسـهآمـ مـیدزده.
بــه لمـسـ آرومـی که
ح ـتی آز تپــشـ قلبــمـ همـ خ ـبــر دآشـت…
کمـکمـ یآد گرفتمـ
بــه تو، بــه ح ـضـورت،
بــه آینکه کنآرمـ بــآشـی بــدون آینکه چ ـیزی بــگی.
یآد گرفتمـ که سـکوتت خ ـودشـ یک ج ـهآن ح ـرف بــود.
آونقدر یآد گرفتمـ…
که یآدمـ رفت خ ـودمـ چ ـی بــآید بــگمـ،
یآدمـ رفت بــنویسـمـ،
یآدمـ رفت بــه مـآه نگآه کنمـ که همـیشـهآمـ بــآهآشـ دردِ دل دآشـتمـ.
ح ـوآسـمـ نبــود…
دآشـتمـ همـهی آون ظـرآفتهآیی رو که آزت یآد گرفته بــودمـ
قطـرهقطـره مـیریخ ـتمـ توی دل قلمـهآمـ،
توی رنگهآمـ،
توی هر چ ـیزی که شـبــهآمـ رو روشـن مـیکرد.
و یه ج ـآیی…
فهمـیدمـ چ ـشـمـآت شـبــیه هیچ ـکسـی نبــود.
نه توی شـهر، نه توی دنیآ،
نه ح ـتی توی خ ـیآلآتمـ.
آون نگآهِ عج ـیبــت رو
بــردآشـتمـ
آرومـ گذآشـتمـ روی آسـمـون دلمـ…
تآ هرکسـ رد مـیشـه
بــدونه یهبــآر…
یه نفر بــود
که نگآهشـ دنیآ رو آز آول سـآخ ـت.
بــه آینکه کسـی همـهچ ـیو آینقدر بــیصـدآ بــلد بــآشـه.
عآدت ندآشـتمـ بــه نگآهی که قبــل آز آینکه ح ـرف بــزنمـ،
تمـآمـ ج ـمـلههآمـ رو آز توی نفسـهآمـ مـیدزده.
بــه لمـسـ آرومـی که
ح ـتی آز تپــشـ قلبــمـ همـ خ ـبــر دآشـت…
کمـکمـ یآد گرفتمـ
بــه تو، بــه ح ـضـورت،
بــه آینکه کنآرمـ بــآشـی بــدون آینکه چ ـیزی بــگی.
یآد گرفتمـ که سـکوتت خ ـودشـ یک ج ـهآن ح ـرف بــود.
آونقدر یآد گرفتمـ…
که یآدمـ رفت خ ـودمـ چ ـی بــآید بــگمـ،
یآدمـ رفت بــنویسـمـ،
یآدمـ رفت بــه مـآه نگآه کنمـ که همـیشـهآمـ بــآهآشـ دردِ دل دآشـتمـ.
ح ـوآسـمـ نبــود…
دآشـتمـ همـهی آون ظـرآفتهآیی رو که آزت یآد گرفته بــودمـ
قطـرهقطـره مـیریخ ـتمـ توی دل قلمـهآمـ،
توی رنگهآمـ،
توی هر چ ـیزی که شـبــهآمـ رو روشـن مـیکرد.
و یه ج ـآیی…
فهمـیدمـ چ ـشـمـآت شـبــیه هیچ ـکسـی نبــود.
نه توی شـهر، نه توی دنیآ،
نه ح ـتی توی خ ـیآلآتمـ.
آون نگآهِ عج ـیبــت رو
بــردآشـتمـ
آرومـ گذآشـتمـ روی آسـمـون دلمـ…
تآ هرکسـ رد مـیشـه
بــدونه یهبــآر…
یه نفر بــود
که نگآهشـ دنیآ رو آز آول سـآخ ـت.
- ۱۲۰
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط