{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقاجون

آقاجون
هروقت ک دلش گرفته بود.
هروقت ک از زندگی خسته میشد.
میومد خونه وتکیه میداد ب پشتی ومیگفت..
حاج خانوم ی چایی واسه ما میاری!
حاج خانوم خستگی رو
پشت تک تک این حرفها میشنید....
دیدگاه ها (۰)

گاهیفراتر از همه ی خواستن هادلت بی خیالی وآسودگیبی حدومرز می...

مادر هردو جهانغیر خدا هیچ نداریم....

خنده کنخنده بر درد بی درمان دواست..

My bloody love پارت ۲۰

چندپارتی ☆p.1همونطور که لباس هاش رو تنش میکرد دوستش اومد پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط