ترجمه صحبت پایانی تهیونگ
ترجمه صحبت پایانی تهیونگ
🐻 تورنتو، خب امروز چطور بود؟ خوشتون اومد~؟ وقتی بارون میاد، ما هم طبیعتاً قبل از رفتن روی صحنه یه کم از نظر ذهنی خودمون رو آماده میکنیم. ولی امروز واقعاً حس میکنم خیلی خوشحال بودم. یکم نگران آرمیها بودم چون زیر بارون بودید... خودم حتی بارون رو دوست دارم ولی خیلی نگران بودم که نکنه فردا مریض بشید. پس لطفاً یکم دیگه تحمل کنید. ما که خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم. واقعاً خیلی خیلی دلمون برای آرمیهای تورنتو تنگ شده بود و واقعاً خیلی دوست داشتیم اینجا اجرا داشته باشیم. امروز با اینکه هوا بارونی بود ولی بازم حس میکنم اینجا خاطرههای قشنگ و خاصی ساختیم. برای همین خیلی خوشحالم. واقعاً خیلی خیلی ممنونم ازتون. دوستتون دارم!
🐻 تورنتو، خب امروز چطور بود؟ خوشتون اومد~؟ وقتی بارون میاد، ما هم طبیعتاً قبل از رفتن روی صحنه یه کم از نظر ذهنی خودمون رو آماده میکنیم. ولی امروز واقعاً حس میکنم خیلی خوشحال بودم. یکم نگران آرمیها بودم چون زیر بارون بودید... خودم حتی بارون رو دوست دارم ولی خیلی نگران بودم که نکنه فردا مریض بشید. پس لطفاً یکم دیگه تحمل کنید. ما که خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم. واقعاً خیلی خیلی دلمون برای آرمیهای تورنتو تنگ شده بود و واقعاً خیلی دوست داشتیم اینجا اجرا داشته باشیم. امروز با اینکه هوا بارونی بود ولی بازم حس میکنم اینجا خاطرههای قشنگ و خاصی ساختیم. برای همین خیلی خوشحالم. واقعاً خیلی خیلی ممنونم ازتون. دوستتون دارم!
- ۲۰۲
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط