بعد از دویدن اومدم
🐻: بعد از دویدن اومدم.
🐻: فکر کنم خیلی وقته نتونستم لایو اجرا داشته باشم. این مدت حسابی سرم شلوغ بود. باید برای این و اون آماده میشدم. باید برای آلبوم، کنسرت و برگشتن به صحنه آماده میشدم.
🐻: ما هم داریم برای کنسرت «گوانگهامون» آماده میشیم. همینطور برای کنسرت تور و انتشار آلبوم «ARIRANG» هم داریم آماده میشیم.
🐻: آه، این خونهی جدیدمه (لبخند میزنه)
🐻: آره این… خونهی جدیدمه.
🐻: اسبابکشی کردم!
🐻: حس کردم دیگه وقتشه از اونجا برم، واسه همین رفتم.
🐻: هنوز همهچیزو کامل روبهراه نکردم.
🐻: نتونستم همهچیزو کامل مرتب کنم، چون سرِ اسبابکشی حسابی درگیر بودم.
🐻: درخت؟ درختو میبینین؟
🐻: یه تابلو دیگه هم هست که خیلی دوستش دارم (یه نقاشی که توش یه خرس داره بستنی میخوره).
🐻: یه حسی دارم انگار بالاخره بعد از یه وقفهی طولانی برگشتم به زندگی.
🐻: سر آمادهکردن این و اون حسابی مشغول بودم.
🐻: آلبوم بهزودی منتشر میشه، برای همین… داریم آماده میشیم.
🐻: خیلی سرم شلوغه و زندگی پرمشغلهای دارم.
🐻: شماها خوبین؟
🐻: کار موردعلاقهم، و بعدش هم گیاهی که ازش مراقبت میکنم.
🐻: هنوز یه کم سخته که کامل خونه رو نشون بدم، برای همین کمکم و دونهدونه نشونش میدم.
🐻: اینم یکی دیگه از کارای هنری موردعلاقهم: یه خرس که داره بستنی میخوره.
🐻: چیزهای جدید زیادی هست… کمکم همشون رو بهتون نشون میدم.
🐻: در کل، بعد از یه وقفه طولانی بالاخره دوباره خودمو نشون دادم.
🐻: مدتها درگیر کار بودم. بقیه اعضا هم حسابی مشغول بودن.
🐻: آرمیها حتماً سخت منتظر موندن، برای همین اومدم.
🐻: خب دیگه میرم.
🐻: فکر کنم خیلی وقته نتونستم لایو اجرا داشته باشم. این مدت حسابی سرم شلوغ بود. باید برای این و اون آماده میشدم. باید برای آلبوم، کنسرت و برگشتن به صحنه آماده میشدم.
🐻: ما هم داریم برای کنسرت «گوانگهامون» آماده میشیم. همینطور برای کنسرت تور و انتشار آلبوم «ARIRANG» هم داریم آماده میشیم.
🐻: آه، این خونهی جدیدمه (لبخند میزنه)
🐻: آره این… خونهی جدیدمه.
🐻: اسبابکشی کردم!
🐻: حس کردم دیگه وقتشه از اونجا برم، واسه همین رفتم.
🐻: هنوز همهچیزو کامل روبهراه نکردم.
🐻: نتونستم همهچیزو کامل مرتب کنم، چون سرِ اسبابکشی حسابی درگیر بودم.
🐻: درخت؟ درختو میبینین؟
🐻: یه تابلو دیگه هم هست که خیلی دوستش دارم (یه نقاشی که توش یه خرس داره بستنی میخوره).
🐻: یه حسی دارم انگار بالاخره بعد از یه وقفهی طولانی برگشتم به زندگی.
🐻: سر آمادهکردن این و اون حسابی مشغول بودم.
🐻: آلبوم بهزودی منتشر میشه، برای همین… داریم آماده میشیم.
🐻: خیلی سرم شلوغه و زندگی پرمشغلهای دارم.
🐻: شماها خوبین؟
🐻: کار موردعلاقهم، و بعدش هم گیاهی که ازش مراقبت میکنم.
🐻: هنوز یه کم سخته که کامل خونه رو نشون بدم، برای همین کمکم و دونهدونه نشونش میدم.
🐻: اینم یکی دیگه از کارای هنری موردعلاقهم: یه خرس که داره بستنی میخوره.
🐻: چیزهای جدید زیادی هست… کمکم همشون رو بهتون نشون میدم.
🐻: در کل، بعد از یه وقفه طولانی بالاخره دوباره خودمو نشون دادم.
🐻: مدتها درگیر کار بودم. بقیه اعضا هم حسابی مشغول بودن.
🐻: آرمیها حتماً سخت منتظر موندن، برای همین اومدم.
🐻: خب دیگه میرم.
- ۱۴۵
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط