{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رها ولی من اونجایی فهمیدم زندگی قشنگ نیست که پذیرفتم یه

رها🍂 ولی من اونجایی فهمیدم زندگی قشنگ نیست که پذیرفتم یه سری چیزا مال من نیست و تو اوج دوست داشتن باید رهاش کنم


وآن ها که برگشتند دیگرانی بودند غیر از ما
آدم هایی که فقط صورت ما را داشتند
شانه های افتاده ی مان و قلب های تکه تکه ای که روزی برای ما می تپید
از آن‌پس فهمیدم که رنج می تواند مبدا تاریخ آدمی را عوض کند
و باور کردم که آدم در طول زندگی اش بارها می میرد
و به جایش آدم دیگری زاده می شود..
#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۷)

رها🍂 همش بغض .. همش دردآدما چیزی رو که زیاد ببینن دیگه نمی ب...

رها🍂روانشناسی میگهلحن این صدایی که دائم توی سرت باهات حرف می...

رها🍂شانه اش شکننده تر از خاکستر سیگارش بودهرگز نباید به او ت...

رها🍂 تو را برای تمام روزهای خوبی که هنوز نیامده است می خواهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط