مظلوم تنها خداحافظ
با چشمانی که دیگر توان دیدن ندارند...
با دستی که مدام اشکها را کنار میزند، فقط برای اینکه یک لحظهی دیگر، تابوت آقا را از نگاهش گم نکند...
و با قلبی که انگار دیگر توان تپیدن ندارد، روایت میکنم...
روایت پدری که سایهاش، پناه یک امت بود.
هنوز باورم نمیشود...
روزی که برای اولین بار افتخار دیدارتان نصیبم شد، آری اولین و آخرین دیدارمان، بدرقهی پیکر مطهرتان شد.
چه تلخ است که فاصلهی میان اولین سلام و آخرین خداحافظی، اینقدر کوتاه باشد...
اما حالا...
ما ماندهایم و داغی که بر دل یک ملت نشسته است؛
داغ مردی که شاید جسمش از میان ما رفت، اما نامش، راهش و یادش، تا همیشه در قلبها زنده خواهد ماند.
✒️۱۴۰۵/۰۴/۱۴
#رهبر_شهیدم #باید_برخاست
با دستی که مدام اشکها را کنار میزند، فقط برای اینکه یک لحظهی دیگر، تابوت آقا را از نگاهش گم نکند...
و با قلبی که انگار دیگر توان تپیدن ندارد، روایت میکنم...
روایت پدری که سایهاش، پناه یک امت بود.
هنوز باورم نمیشود...
روزی که برای اولین بار افتخار دیدارتان نصیبم شد، آری اولین و آخرین دیدارمان، بدرقهی پیکر مطهرتان شد.
چه تلخ است که فاصلهی میان اولین سلام و آخرین خداحافظی، اینقدر کوتاه باشد...
اما حالا...
ما ماندهایم و داغی که بر دل یک ملت نشسته است؛
داغ مردی که شاید جسمش از میان ما رفت، اما نامش، راهش و یادش، تا همیشه در قلبها زنده خواهد ماند.
✒️۱۴۰۵/۰۴/۱۴
#رهبر_شهیدم #باید_برخاست
- ۲۴۷
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط