{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اى کاش لمس کردن تیغ با رگ هایم گناه نداشت

اى کاش لمس کردن تیغ با رگ هایم گناه نداشت
مى توانستم با تیغ رگ هایم را نوازش کنم
تا از این تنهایی رها مى شدم و به آرامش مى رسیدم
درست مثل آرامشى که او در آغوش دیگرى بدست آورد
دیدگاه ها (۰)

خدا میشود بلیطم را پس بگیری . . . ؟مقصد را اشتباه آمدم . . ا...

ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﭼﯿﺴﺖ؟ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﻮﺷﺖﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪﺍﺩﺍﻣﻪ...

گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَستـــــ خـدا مــانده اَمــخَســ...

کافی است زمان مرگت را بدانی، آن وقت است که حتی زیبایی خوردن ...

لارا :« خب تعریف کن ! دیشب چطور بود؟ چیکار کردی؟آ.ت:«( همه د...

𝙋 :: 2ویو ساعت 30 :: 6ویو ا/تبلند شدم از خونه زدن بیرون و رف...

پارت ۱۹:بی دقدقه"همان روز بود که متوجه نوری در چشمانش شدم"(س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط