وای خدای منیادتون میادچقدر پارسال در همین مواقع این
'وای خِدای من...یادتون میاد؟چقدر پارسال در همین مواقع اینجور پست های طبیعت رو میزاشتم؟و چقدر این آهنگ در پیج من شنیده میشد؟:)راستش...چند وقتیه خیلی دلم هوای اون زمانارو کرده..همش بوی اون زمان ها رو احساس میکنم،گویی انگار همش قراره اتفاقات اون دوران برام بیوفته منتها خیلی عجیب تر،خاص تر و قشنگتر!و حالا فقط 13 روز به تولدِ «او» مونده!و البته 34 روز به سالگرد دیدنش که قرار بود اتفاق بیوفته و نیوفتاد:)حس میکنم دیدنش نزدیکه...همیشه در تمام سال های زندگیم در این بازه های زمانی که از اواسط بهار تا اوایل تابستون شکل میگیرن اتفاقات خیلی خاصی برام میوفته..گویی هرچقدر که به سالگرد دیدنش و از همه مهم تر تولدش نزدیکتر میشم انگار به دیدنش هم نزدیکتر میشم!خواب های عجیبی میبینم..اتفاقا امروز هم خواب دیدم که نزدیکه که ببینمش!و حال انگار اون دیدار قراره اتفاق بیوفته!اون بوها؛اون رنگ ها،اون روزها،اون شب ها،اون احساسات انگار هر روز دارن نزدیکتر میشن و امیدوارم واقعا بالاخره بعد گذشت 339 روز بالاخره «دیدار» رخ بده!احساس میکنم قراره اتفاقات خیلی خوبی بیوفته..آخ که چقدرر همه چیز داره مثل پارسال میشه!:)✨🎬🌑🛐
-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🩵
★ ★ ★ ★
-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🩵
★ ★ ★ ★
- ۳۶۱
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط