کو ني زن ميخانه بگو جان به لب آور
کو ني زن ميخانه بگو جان به لب آور
تا با تب و لب بر لب جانانه بميرم
آن سلسله ي زلف که زنار دلم بود
در گردنم آويز که ديوانه بميرم
اين دير مغان ته چک ايران قديم است
اينجاست که من بي چک و بي چانه بميرم
در زندگي افسانه شدم در همه آفاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بميرم
استاد_شهریار
تا با تب و لب بر لب جانانه بميرم
آن سلسله ي زلف که زنار دلم بود
در گردنم آويز که ديوانه بميرم
اين دير مغان ته چک ايران قديم است
اينجاست که من بي چک و بي چانه بميرم
در زندگي افسانه شدم در همه آفاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بميرم
استاد_شهریار
۳.۲k
۱۱ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.