هرکی به قافله ی ابی عبدالله ملحق میشد زینب ذوق می کردروز

هرکی به قافله ی ابی عبدالله ملحق میشد زینب ذوق می کرد.روز

هرکی به قافله ی ابی عبدالله ملحق میشد زینب ذوق می کرد.روز پنجم شیشم وقتی حبیب اومد تا زینب متوجه شد حبیب اومد صدا زد سلام من رو به حبیب برسونید. تا حبیب شنید زینب کبری بهش سلام میرسونه، نوشتن نشست رو‌خاک یه مشت خاک رو به سرش میریخت من کی باشم که زینب به من سلام بده.اما همینجور گریه میکرد میگفت: حسین کار به کجا رسیده با حضور پیرمردی مثل من زینب ذوق می کنه.چقدر غریب شدی آقا
دیدگاه ها (۰)

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۱...

دروغ شیرین:) پارت ۱5.

دل در گرو ولای زینب جان باد همی فدای زینب از عشق حسینی‏اش چه...

آن که درقصرستمگربا شجاعت خطبه خواند زآن فصاحت شد بلند فریادا...

زِ جهل و کینه ی جمعی که دوزخی بودند بهشت سوخت، گل افتاد غنچه پر پر شد

🌷خلاصه فضائل حضرت زینب الکبری(س)....🌷حضرت زینب کبری (علیهاال...

🌷خلاصه فضائل حضرت زینب الکبری(س)....🌷

🌷خلاصه فضائل حضرت زینب الکبری(س)....🌷

🌷خلاصه فضائل حضرت زینب الکبری(س)....🌷

️ آمدن حبیب بن مظاهر از کوفه به کربلاچون امام حسین علیه السل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط