بی صدا آهسته پنهانیم ما

بی صدا آهسته پنهانیم مـا

بی صدا آهسته پنهانیم مـا

اشک هـای زیر بارانیم مـا

فاش می سوزیم اما در سکوت

شمعی از شام غریبانیم مـا

اشک از قبل ولادت ریختیم

چارده قرن اسـت گریانیم مـا

روی نیزه دیده ای را دیده ایم

دیده ای را دیده گریانیم مـا

زلف می افشاند روی نی کسی

باد می آمد پریشانیم مـا
دیدگاه ها (۰)

🦹‍♀سفیرانگلیس:در مورد طرح حجاب ایران موفق عمل کردیم.برای جمع...

🛑خیلی مهموفاقیّون، خواسته یا ناخواسته مجری نقشه‌های روپاهِ‌پ...

.....پارت هفدهم.....

یک مکث کوتاه یک سوال بزرگ

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

هرچی بیشتر به ساحل می‌رسید آروم تر میشد. چیزی تو این دختر بو...

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

پارت نوزدهم «چیزی که از خانه با خود برد»ساعت جیبی در دست کو...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط