{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به رهی دیدم برگ خزان

به رهی دیدم برگ خزان

پژمرده ز بیداد زمان کز
شاخه جدا بود

چو ز گلشن روکرده نهان

در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود

ای برگ ستمدیده پاییزی

آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی

روزی تو هم آغوش گلی بودی

دلداده و مدهوش گلی بودی

سلام صبح بخیر 🌞
دیدگاه ها (۰)

الهی هر چه پیش آید، در مسیر خیرت باشد 🌿و صبحی آغاز شود که دل...

زیبااااااااا......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط