𝒑𝒂𝒓𝒕𝟐𝟐
𝒑𝒂𝒓𝒕𝟐𝟐
به طرف رستوران رفتن و وارد شدن رفتن جای خلوت نشستن
سفارش دادن
_از صب به کجا ها رفتی
+.......
_باتوام
+هوم
_میگم از صب به کجا ها رفتی
+شهربازی بعدش اینجا
_اها.خوشگذشت
+اره
_الهی دورت بگردم
+اوم
_قهری
+بله
_بوست کنم
+نه
_باشه
جیمین پاشد و به طرف نیلا رفت و لباشو به لبای نیلا چسبوند و مک میزد
همینجوری که داشتن از بهشت لذت میبردن
گ:اممممم اقا غذاتونو اوردم
_بزار رو میز (اعصبانی)
گارسون غذا هارو گذاشت رو میزو رفت
_بریم خونه من ؟؟
+اره
_واقعا
+اره
_چقد زود قبول کردی دلت یچی میخواد
+نه
_پس چرا
+خونه کسی نیس فقط گوشیمه مامان بابامم کار دارن خونه تنها میمونم
_بچم
+من به مامانم خبر بدم میگم شب هم میمونم
_اووووووووووو
نیلا به مامانش زنگ زد
ادامه دارد........
به طرف رستوران رفتن و وارد شدن رفتن جای خلوت نشستن
سفارش دادن
_از صب به کجا ها رفتی
+.......
_باتوام
+هوم
_میگم از صب به کجا ها رفتی
+شهربازی بعدش اینجا
_اها.خوشگذشت
+اره
_الهی دورت بگردم
+اوم
_قهری
+بله
_بوست کنم
+نه
_باشه
جیمین پاشد و به طرف نیلا رفت و لباشو به لبای نیلا چسبوند و مک میزد
همینجوری که داشتن از بهشت لذت میبردن
گ:اممممم اقا غذاتونو اوردم
_بزار رو میز (اعصبانی)
گارسون غذا هارو گذاشت رو میزو رفت
_بریم خونه من ؟؟
+اره
_واقعا
+اره
_چقد زود قبول کردی دلت یچی میخواد
+نه
_پس چرا
+خونه کسی نیس فقط گوشیمه مامان بابامم کار دارن خونه تنها میمونم
_بچم
+من به مامانم خبر بدم میگم شب هم میمونم
_اووووووووووو
نیلا به مامانش زنگ زد
ادامه دارد........
- ۵۷۴
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط