مردم شهرم همیشه عجول بودهاند

مردم شهرم همیشه عجول بوده‌اند،
همیشه همه‌ی کارهایشان را با عجله
انجام داده‌اند، چای را داغ سر کشیده‌اند،
پشت ترافیک بوق را یکسره کردند،
شب را با استرس خوابیدند و
صبح را با عجله سمت کار دویدند،
در پیاده‌رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند...
برای آشنایی با جنس مخالف‌شان از ده
سالگی آب‌دیده شدند، زود ازدواج کردند
و زود هم پشیمان شدند،
آنقدر عجله کردند که وقتی رسیدند
نفسی برایشان نمانده بود...
مردم شهرم همیشه عجول بودند،
باور کنید انتهایش چیزی نیست،

وقتی به خودتان می‌رسید،
درون آینه فقط یک مرد، یک زن
با موهای جوگندمی نگاهتان می‌کند،
عمر به قدر کافی تند میدود،
شما آهسته راه بروید و به آرزوهایتان برسید...
به خودتان هر روز نگاه کنید و آدم‌ها
را یواش یواش دوست بدارید،
چای را پای حرف‌های معشوقه‌ی
دوست داشتنیِ‌تان سرد کنید،
خیابان را باعشق قدم بزنید،
شما هرگز به سن و سالِ الان‌تان برنمی‌گردید ..!👌
دیدگاه ها (۱)

یه وقتای پیش خودتون بشینید به خودتون بگید که:میدونم سخته واس...

خالی کن؛ذهنت را؛ از افکار منفی،دلت را؛ از احساسات پوچ،و اطرا...

سه چیز باعث سقوط انسان است؛غرور، دشمنی، جهل !سه چیز را هرگز ...

از جدال با کسی که قدردان محبت های تو نیست بپرهیز ...اینکه تص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط