{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Part: 21
Πخب پسرم تو فعلا به جونگکوک چیزی نگو. بگو پیدا نکردیم جاشو تا چند روز که می سو هم بتونه تکون بخوره و بدون جنگ و چیزی ببرینش بعدش اگر خواستین با های بجنگین دیگه نگران این نباشین که میسو پیشش و اتفاقی براش میافته
€باشه. این شماره ی منه....(مثلا گفت)هروقت اوکی بود به این شماره پیام بدید بگید
Πباشه. مراقب خودتون باشید
€شما هم همینطور
اجوما بعد از خرید کردن برگشت خونه و وسایل رو گذاشت سر جاشون و به بهانه ی غذا دادن به می سو رفت پیشش تا بهش قضیه رو بگه..
در رو زد و وارد اتاق شد.می سو با دیدن اجوما نشست رو تخت و با لبخند نگاش کرد.
Πدخترم بهتری؟
+اره یکم بهترم اجوما
Πخوبه خداروشکر
+اجوما تا کی باید اینجا باشم؟
Πتا هروقت جین سو بگه
+هعیی
Πبیا غذاتو بخور
+نمیخورم میل ندارم
Πدخترم باید غذاتو کامل بخوری و سریع خوب بشی چون قرارع بزودی اتفاقات خوبی بیافته
+چه اتفاقاتی؟
Πقراره از اینجا بری البته اگر به حرف من گوش بدی
+اما اجوما...
Πنمیتونی بهم اعتماد کنی؟
+...
Πخب بیا ی کاری بکنیم
+چی کار؟
Πتو غذات رو کامل بخور منم برات ی قصه ی واقعی میخوام تعریف کنم. شاید اونجوری تونستی بهم اعتماد کنی
+هوم..باشه
می سو اروم شروع کرد به غذا خوردن و به حرف های اجوما گوش میکرد...
Πچند سال پیش من با خانوادم دعوام میشه و منو از خونه میندازن بیرون. منم جایی رو نداشتم که برم چند روزی رو گشنه و تشنه گذروندم.فکر میکردم خانوادم شاید دلشون رحم بیاد و منو برگردونند اما اینطوری نبود. نزدیک به یک هفته میشد که توی خیابونا بودم تصمیم گرفتم برم دنبال کار
+اجوما ی سوال
Πجونم؟
+چرا بیرونت کردن؟
Πچون میخواستن منو بزور به ی خانواده ی پولدار و بی رحم بدن و عروسشون بشم ولی من قبول نکردم تا اینکه اونا تصمیم گرفتن من رو بندازن از خونه بیرون شاید اینجوری قبول کردم ولی نه من کوتاه اومدم نه اونا
+اووه چه بد..
Πخب برگردیم به داستان...رفتم داخل ی رستورانی و اونجا باهاشون درباره ی کار صحبت کردم ولی قبولم نکردن خواستم از رستوران بیام بیرون که ی خانمی جلوی من رو گرفت. توی رستوران دیدمش مشتری های اونجا بود. بهم گفت میتونم برم خونه ی اونا کار کنم جای خواب و غذا هم بهم میدن
+مامان جونگکوک بود؟
Πاره
+خب؟
Πمنم خوشحال شدم و قبول کردم.اونموقت جونگکوک تازه بدنیا اومده بود مادرشم هر خدمتکاری رو استخدام نمیکرد برای همین فقط من بودم اونجا با دو نفر دیگه




ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۲)

نام فیک: مافیای جذاب منPart: 22Πچند سالی گذشت و من اونجا زند...

پیجش عالیهفالو شهhttps://wisgoon.com/jena_m

نام فیک: عشق/نفرتPart: 42+یاااا تهیونگ منظورت چیه؟ *بلند شد ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 41_پات رو از در بزاری بیرون ازت شکایت...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 16اجوما می سو رو برد ...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 20€جونگکوک تکون نخور ...

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 2حالا می سو این قول رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط