شلیک مستقیم بسیجی ها به مردم!
نکات زیر برای تحلیل چنین ویدیو هایی حتماً بررسی شود:
⭕تحلیل «نوع سلاح»
در این #کلیپ، اگرچه صدای شلیکهای بلند شنیده میشود و جرقههای خروجی از لوله (Muzzle Flash) دیده میشود، اما به چند دلیل فنی نمیتوان به قطعیت گفت که این یک «سلاح جنگی» با «فشنگ جنگی» است:
⭕شباهت ظاهری سلاحها: بسیاری از قبضههای «پرتابکننده گاز اشکآور»، «گلولههای پلاستیکی» و یا حتی «سلاحهای مشقی (Blank Gun)» از نظر ظاهری کاملاً شبیه به کلتهای کمری جنگی هستند. در این کیفیت پایین تصویر، تشخیص تفاوت میان اینها غیرممکن است.
⭕ابهام در نوع مهمات: یک سلاح میتواند جرقه و صدای بلندی داشته باشد، اما لزوماً گلوله سربی شلیک نکند. #رسانه ها معمولاً از «صدای مهیب» استفاده میکنند تا در ذهن مخاطب، واژه « #کشتار » را تداعی کنند، در حالی که تصویر هیچ سندی از اصابت گلوله به هدف یا نوع مرمی ارائه نمیدهد.
⭕تکنیک لرزش دوربین: لرزش شدید دوربین در این ویدیو باعث میشود که ما حتی نتوانیم برای یک لحظه روی بدنه سلاح یا جزئیات خروجی لوله تمرکز کنیم. این لرزش، تشخیص اینکه آیا سلاح پینتبال (برای نشانهگذاری لیدرها) است یا سلاح ساچمهزنی، دشوارتر میکند
⭕کادربندی محدود و فقدان پیوستار زمانی
در این ویدیو، کادر دوربین کاملاً روی فردی که شلیک میکند متمرکز شده است. ما نمیبینیم که او به چه سمتی و به چه کسی #شلیک میکند. آیا مقابل او افراد #مسلح هستند؟ آیا به سمت ساختمان یا فضای خالی شلیک میشود؟ با حذف «#مخاطب شلیک» از کادر، رسانه اجازه نمیدهد شما بفهمید که این یک اقدام تهاجمی است یا دفاعی.
⭕ویدیو از لحظه اوج #تنش شروع میشود. هیچ تصویری از دقایق قبل وجود ندارد که نشان دهد چه اتفاقی افتاده که منجر به استفاده از #سلاح شده است. آیا به آن واحد یا فرد حملهای شده بود؟ حذف مقدمه و موخره، یکی از اصلیترین روشهای «مهندسی #واقعیت» است تا فقط نتیجه (شلیک) دیده شود، نه علت آن.
⭕ابهام در صدا و احتمال «صداگذاری»
. در دنیای تدوین، صدا قویترین ابزار برای جهتدهی به چشم است.
تکنیک القای ذهنی: وقتی صدای روی فیلم میگوید «داره با کلت میزنه»، مغز شما ناخودآگاه لوله سلاح را به شکل کلت بازسازی میکند، حتی اگر تصویر تار باشد. این یک ترفند روانی برای پر کردن جاهای خالی تصویر است.
⭕عدم انطباق محیطی: در ویدیوهای واقعی، محیطهای پربسامد، معمولاً صدای باد، نویز محیط یا اکوی صدا با لرزشهای تصویر هماهنگ است. در بسیاری از این کلیپها مثل همین کلیپ، صدا بیش از حد شفاف است یا با اتمسفر صحنه همخوانی ندارد که احتمال «صداگذاری خانم و آقا در مرحله تدوین» را به شدت بالا میبرد.
⭕در شرایط درگیری و تیراندازی واقعی:
واکنش طبیعی: انسان به صورت غریزی با شنیدن صدای شلیک میلرزد، پناه میگیرد یا کادر را گم میکند.
نکته مشکوک: وقتی دوربین روی یک نقطه خاص (مثل یک نبش خیابان) قفل شده و بدون کوچکترین تکانی منتظر میماند تا شخصی وارد کادر شود و شلیک کند، این یعنی «#سناریو » از قبل نوشته شده است. این کلیپها بیشتر شبیه به برداشتهای سینمایی هستند تا مستندات اتفاقی یک شهروند-خبرنگار.
⭕انتخاب «نقطه کور»:
فیلمبردار در جایی مستقر شده که «اشراف کامل به سوژه» دارد اما خودش «غیرقابل ردیابی» است.
در ویدیوهای آماتور، فیلمبردار مدام جابهجا میشود تا بهتر ببیند.
در این ویدیو، ما با یک Fixed View (نمای ثابت) طرف هستیم. این یعنی فیلمبردار از قبل میدانسته سوژه قرار است «دقیقاً کجای کادر» ظاهر شود. این یعنی «میزانسن» یا چیدمان صحنه.
⭕خونسردی غیرطبیعی:
صدای شلیک در فاصله نزدیک، به صورت ناخودآگاه باعث انقباض عضلات میشود
اگر دوربین کوچکترین تکانی نمیخورد، یعنی فیلمبردار «انتظار صدای شلیک» را داشته است.
این سطح از تسلط بر دوربین، نشاندهنده این است که او نه یک رهگذر، بلکه یک «تولیدکننده محتوا» است که وظیفهاش گرفتن خروجی باکیفیت برای رسانههایی مثل منوتو یا اینترنشنال است.
⭕صداگذاری با هدف «تزریق هیجان و جو دهی»: وقتی تصویر به تنهایی «#جنایت » را ثابت نمیکند، صدا وارد میشود تا با استفاده از کلمات تحریکآمیز و توهینآمیز، خلأ منطقی را با #خشم پر کند.
⭕بازیگری صوتی: لحن «نگرانی» در صدای آقا و خانم #حس نمیشود؛ بیشتر شبیه به یک «گزارشگر صحنه» برای بالا بردن #هیجان هستند که طبق متن پیش میروند تا مطمئن شوند پیام «تیراندازی به #مردم » حتماً به گوش مخاطب میرسد.
⭕تحلیل «نوع سلاح»
در این #کلیپ، اگرچه صدای شلیکهای بلند شنیده میشود و جرقههای خروجی از لوله (Muzzle Flash) دیده میشود، اما به چند دلیل فنی نمیتوان به قطعیت گفت که این یک «سلاح جنگی» با «فشنگ جنگی» است:
⭕شباهت ظاهری سلاحها: بسیاری از قبضههای «پرتابکننده گاز اشکآور»، «گلولههای پلاستیکی» و یا حتی «سلاحهای مشقی (Blank Gun)» از نظر ظاهری کاملاً شبیه به کلتهای کمری جنگی هستند. در این کیفیت پایین تصویر، تشخیص تفاوت میان اینها غیرممکن است.
⭕ابهام در نوع مهمات: یک سلاح میتواند جرقه و صدای بلندی داشته باشد، اما لزوماً گلوله سربی شلیک نکند. #رسانه ها معمولاً از «صدای مهیب» استفاده میکنند تا در ذهن مخاطب، واژه « #کشتار » را تداعی کنند، در حالی که تصویر هیچ سندی از اصابت گلوله به هدف یا نوع مرمی ارائه نمیدهد.
⭕تکنیک لرزش دوربین: لرزش شدید دوربین در این ویدیو باعث میشود که ما حتی نتوانیم برای یک لحظه روی بدنه سلاح یا جزئیات خروجی لوله تمرکز کنیم. این لرزش، تشخیص اینکه آیا سلاح پینتبال (برای نشانهگذاری لیدرها) است یا سلاح ساچمهزنی، دشوارتر میکند
⭕کادربندی محدود و فقدان پیوستار زمانی
در این ویدیو، کادر دوربین کاملاً روی فردی که شلیک میکند متمرکز شده است. ما نمیبینیم که او به چه سمتی و به چه کسی #شلیک میکند. آیا مقابل او افراد #مسلح هستند؟ آیا به سمت ساختمان یا فضای خالی شلیک میشود؟ با حذف «#مخاطب شلیک» از کادر، رسانه اجازه نمیدهد شما بفهمید که این یک اقدام تهاجمی است یا دفاعی.
⭕ویدیو از لحظه اوج #تنش شروع میشود. هیچ تصویری از دقایق قبل وجود ندارد که نشان دهد چه اتفاقی افتاده که منجر به استفاده از #سلاح شده است. آیا به آن واحد یا فرد حملهای شده بود؟ حذف مقدمه و موخره، یکی از اصلیترین روشهای «مهندسی #واقعیت» است تا فقط نتیجه (شلیک) دیده شود، نه علت آن.
⭕ابهام در صدا و احتمال «صداگذاری»
. در دنیای تدوین، صدا قویترین ابزار برای جهتدهی به چشم است.
تکنیک القای ذهنی: وقتی صدای روی فیلم میگوید «داره با کلت میزنه»، مغز شما ناخودآگاه لوله سلاح را به شکل کلت بازسازی میکند، حتی اگر تصویر تار باشد. این یک ترفند روانی برای پر کردن جاهای خالی تصویر است.
⭕عدم انطباق محیطی: در ویدیوهای واقعی، محیطهای پربسامد، معمولاً صدای باد، نویز محیط یا اکوی صدا با لرزشهای تصویر هماهنگ است. در بسیاری از این کلیپها مثل همین کلیپ، صدا بیش از حد شفاف است یا با اتمسفر صحنه همخوانی ندارد که احتمال «صداگذاری خانم و آقا در مرحله تدوین» را به شدت بالا میبرد.
⭕در شرایط درگیری و تیراندازی واقعی:
واکنش طبیعی: انسان به صورت غریزی با شنیدن صدای شلیک میلرزد، پناه میگیرد یا کادر را گم میکند.
نکته مشکوک: وقتی دوربین روی یک نقطه خاص (مثل یک نبش خیابان) قفل شده و بدون کوچکترین تکانی منتظر میماند تا شخصی وارد کادر شود و شلیک کند، این یعنی «#سناریو » از قبل نوشته شده است. این کلیپها بیشتر شبیه به برداشتهای سینمایی هستند تا مستندات اتفاقی یک شهروند-خبرنگار.
⭕انتخاب «نقطه کور»:
فیلمبردار در جایی مستقر شده که «اشراف کامل به سوژه» دارد اما خودش «غیرقابل ردیابی» است.
در ویدیوهای آماتور، فیلمبردار مدام جابهجا میشود تا بهتر ببیند.
در این ویدیو، ما با یک Fixed View (نمای ثابت) طرف هستیم. این یعنی فیلمبردار از قبل میدانسته سوژه قرار است «دقیقاً کجای کادر» ظاهر شود. این یعنی «میزانسن» یا چیدمان صحنه.
⭕خونسردی غیرطبیعی:
صدای شلیک در فاصله نزدیک، به صورت ناخودآگاه باعث انقباض عضلات میشود
اگر دوربین کوچکترین تکانی نمیخورد، یعنی فیلمبردار «انتظار صدای شلیک» را داشته است.
این سطح از تسلط بر دوربین، نشاندهنده این است که او نه یک رهگذر، بلکه یک «تولیدکننده محتوا» است که وظیفهاش گرفتن خروجی باکیفیت برای رسانههایی مثل منوتو یا اینترنشنال است.
⭕صداگذاری با هدف «تزریق هیجان و جو دهی»: وقتی تصویر به تنهایی «#جنایت » را ثابت نمیکند، صدا وارد میشود تا با استفاده از کلمات تحریکآمیز و توهینآمیز، خلأ منطقی را با #خشم پر کند.
⭕بازیگری صوتی: لحن «نگرانی» در صدای آقا و خانم #حس نمیشود؛ بیشتر شبیه به یک «گزارشگر صحنه» برای بالا بردن #هیجان هستند که طبق متن پیش میروند تا مطمئن شوند پیام «تیراندازی به #مردم » حتماً به گوش مخاطب میرسد.
- ۴۰۰
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط