پارت نهم ✨میان رنج ها✨
پارت نهم ✨میان رنج ها✨
👨🏽⚕:باید بگم که...بچه یه مریضی داره که به خودتون هم اسیب میزنه همین فردا باااید سقت شه
+نههه😭😭😭😭
کوک اروم سرشو نوازش میکنه از اتاق بیرون بیاد و سوار میشین میشن ا.ت هنوز ناراحت بود
میرسن خونه ا.ت میره توی اتاق و کوک هم توی باغچه داشت با شیلنگ گل هارو از می داد ا.ت خواست بره یه چیزی بهش بگه که کوک ندیدش و ترسید و شیلنگ رو اتفاقی گرفت روش لباسش نازک بود خیس هم شد و تمام بدنش پیدا شد
کوک خیلی جلوی خودشو گرفت ولی خیلی زود ت*ه*ر*ی*ک شد ا.ت دوید توی خونه و لباساشو عوض کرد ولی همون موقه جونکوک اومد
-ببخشید بیبی😕
+اوه اون اتفاقی بود مهم نیس منم خنک شدم
-نه اون نه
+پسسس...چی؟
-این که قراره به فا**کت بدم
+چییییی
کوک چیزی نگفت و زیپ شلوارشو کشید پایین و د.و.ک.ش.و.در اورد ا.ت خیلی وحشت کرد...
💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌
برای کسانی که ندارن📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿
👨🏽⚕:باید بگم که...بچه یه مریضی داره که به خودتون هم اسیب میزنه همین فردا باااید سقت شه
+نههه😭😭😭😭
کوک اروم سرشو نوازش میکنه از اتاق بیرون بیاد و سوار میشین میشن ا.ت هنوز ناراحت بود
میرسن خونه ا.ت میره توی اتاق و کوک هم توی باغچه داشت با شیلنگ گل هارو از می داد ا.ت خواست بره یه چیزی بهش بگه که کوک ندیدش و ترسید و شیلنگ رو اتفاقی گرفت روش لباسش نازک بود خیس هم شد و تمام بدنش پیدا شد
کوک خیلی جلوی خودشو گرفت ولی خیلی زود ت*ه*ر*ی*ک شد ا.ت دوید توی خونه و لباساشو عوض کرد ولی همون موقه جونکوک اومد
-ببخشید بیبی😕
+اوه اون اتفاقی بود مهم نیس منم خنک شدم
-نه اون نه
+پسسس...چی؟
-این که قراره به فا**کت بدم
+چییییی
کوک چیزی نگفت و زیپ شلوارشو کشید پایین و د.و.ک.ش.و.در اورد ا.ت خیلی وحشت کرد...
💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌
برای کسانی که ندارن📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿
- ۴۴۹
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط