{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر همان قهرمان بیصدایی است که هیچوقت برای خودش مدالی

پدر، همان قهرمان بی‌صدایی است که هیچ‌وقت برای خودش مدالی نخواست. او مثل دیواری است که تکیه دادن به آن، ترس از سقوط را از بین می‌برد، اما خودش آرام‌ آرام ترک می‌خورد و دم نمی‌زند.

غم‌انگیز است که ما دیر می‌فهمیم سپیدی موهایش، بهای آرزوهای ما بود و لرزش دست‌هایش، حاصل بارهای سنگینی که برای آسایش ما به دوش کشید.

تا هست، صدایش را بشنوید و دستان زبرش را ببوسید؛ چرا که روزی می‌رسد که دلتنگِ همان قدم‌های خسته‌ای می‌شوید که در خانه می‌پیچید. تلخ‌ترین سکوت دنیا، خانه‌ای است که دیگر صدای کلید انداختنِ پدر در قفل درش شنیده نشود.

قدرش را بدانید، پیش از آنکه تنها سهمتان از او، یک قاب عکسِ سرد و خرواری از حسرت‌های ناگفته باشد.
دیدگاه ها (۴)

غم‌انگیزترین روایت جنگ، در آمارهای رسمی نیست؛ بلکه در چشمانِ...

«مرگ، روبروی زندگی نیست؛ بلکه بخشی از آن است.درست مثلِ نقطه‌...

بعضی‌ها با زمینِ هموار به دنیا می‌آیند و بعضی دیگر با باری ک...

پیر شدنِ درون، لحظه‌ای است که به جای فکر کردن به آینده، به ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط