{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کجا آمدی نمی‌دانم.

از کجا آمدی نمی‌دانم.
کجا جا خوش کردی را می‌دانم اما.
در دلی نشسته‌ای که
دیرزمانی در را بسته بود
بر هر نو مهمانی
که دیگر نه نغمه‌ای تازه سر می‌کند
نه دریچه‌ای می‌گشاید به خیابان‌های باران زده در رؤیاهایم.
لبخند نوازشگرت از میان
مه و غبار پیداست
ای خوش نشینِ دل بی سرنشین من...

💙💫
دیدگاه ها (۰)

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

بعضی خاطرهها را نمیشود فقط شنید.

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

اخرین بازمانده

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط