رمان  Does it hurt

رمان : Does it hurt?

رمان : Does it hurt?
درحالی که پر از استرس بودم و کل بدنم خسته بود داشتم از تشنگی تلف می‌شدم که یهو در باز شد اتاق تاریک با نور بیرون یکم روشن شد اصلا جونی برای حرف زدن نداشتم و نمیتونستم سرم رو بالا بیارم که فقط تونستم کفش های چرم تمیزش را ببینم و بوی خون و فلز یهو تبدیل شد به بوی تلخ ادکلنی مردانه و سیگار ..

________________________________________
ترس کل وجودم رو گرفت بهم دستور داد سرت رو بالا بیار اما من جونی براش نداشتم که یهو دستش را زیر چونه ام آورد و سرم بالا آورد وگفت...
دمورو: با پوزخندی سرد و ترسناک گفت بهت خوش میگذره موش کوچولو( little mouse)؟
خب اینم پارت هدیه 🎁
دوستان حمایت کنید تا رمان رو ادامه بدم همین دیکه دوستون دارم بایی 🤭
شرط =30 لایک 👍🏻
پست بعد صدای دمورو 🤭🎁
دیدگاه ها (۱۶)

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:12*...

*راز دل*مستانه:نصف شب بود احساس تشنگی می کردم بلند شدم از ات...

P6💫یونگی«با شنیدن صدای گریه یوری ناخودآگاه دلم لرزید من که ا...

P6💫یونگی«با شنیدن صدای گریه یوری ناخودآگاه دلم لرزید من که ا...

قسمت چهل و هشتم: مهمان خدا چقدر به اذان مونده بود ... نمی دو...

*راز دل*ماه وش : تو سالن نشسته بودم داشتم لاک می زدم - این ب...

(بازی عاشقانه قسمت 6) یهو جونی وایستاد وبه یه لوکس فروشی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط