نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهد

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهد

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهد

دلم تنگ است ،می دانی تو را بسیار می خواهد

فقط دستور صادر کن که جان بر کف بیایم من

سپاهی شور و شوقم، این مگر اقرار می خواهد

تو را هربار می بینم چنان می لرزد احساسم

که قلبم در میان سینه ام انگار می خواهد_

به حرف آید بگوید که تو را من دوست میدارم

ببین قلبم چگونه مهلت گفتار می خواهد
دیدگاه ها (۱)

هذیان

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهددلم تنگ است ،می دانی تو...

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهددلم تنگ است ،می دانی تو...

قلمم از #تو می نویسد و در بیان شرح #عاشقانه های قلبم زخمه بر...

تورا از دور می بینم، دلم از دور می سوزدبه نزدیکم که می آیی،د...

...کنار تو چه‌غوغا می‌شود وقتی‌که با ماییزمانی‌که تویی و من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط