my crazy mafiya
Part15
یک ماه گذشت اما خبری از جونگ کوک نبود ...
هنوز دارن دنبالش میگردن
واقعا خسته شده بودم و یک هفته مرخصی گرفتم و رفتم ویلایی که بابام از قبل برام گذاشته بود
دو سه روزی اونجا بودم
نزدیکای ویلا یک دشت بزرگ و پر گل بود
رفتم وسط گلا نشستم
+چطوری دخملی
به طرف صدا برگشتن
_تو.....تو اینجا چیکار میکنی؟چرا اینجایی
+اومدم دخملم رو ببینم
بهت زده نگاش میکردم کا اومد جلو و شروع کرد به بوسیدنم
همراهیش نکردم ولی پسش هم نزدم
ازن جدا شد و بغلم کرد و سرشو برد داخل گردنم
دستمو بردم دور کمرش کل حس کردن دستم خیس شد
_تو ....تو چرا خونی؟
ازش جدا شدم و لباسشو دادم بالا
_تو ....تو چاقو خوردی.....
ادامه دارد.....
لایک و فالو یادت نره 😘
یک ماه گذشت اما خبری از جونگ کوک نبود ...
هنوز دارن دنبالش میگردن
واقعا خسته شده بودم و یک هفته مرخصی گرفتم و رفتم ویلایی که بابام از قبل برام گذاشته بود
دو سه روزی اونجا بودم
نزدیکای ویلا یک دشت بزرگ و پر گل بود
رفتم وسط گلا نشستم
+چطوری دخملی
به طرف صدا برگشتن
_تو.....تو اینجا چیکار میکنی؟چرا اینجایی
+اومدم دخملم رو ببینم
بهت زده نگاش میکردم کا اومد جلو و شروع کرد به بوسیدنم
همراهیش نکردم ولی پسش هم نزدم
ازن جدا شد و بغلم کرد و سرشو برد داخل گردنم
دستمو بردم دور کمرش کل حس کردن دستم خیس شد
_تو ....تو چرا خونی؟
ازش جدا شدم و لباسشو دادم بالا
_تو ....تو چاقو خوردی.....
ادامه دارد.....
لایک و فالو یادت نره 😘
- ۱.۹k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط