{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکنون خندهی اورا دیدم همهچیز سرجایش بوداو میخندید و

اکنون خنده‌ی اورا دیدم ، همه‌چیز سرجایش بود.او می‌خندید و منی دیگر وجود نداشت.
دیدگاه ها (۳۷)

تا همین دیروز امید داشتم ولی الان میدونی نسبت بهت دیگه حسی ن...

ببخشید؟ صداتو نشنیدم 🥰

یه تراپیمون نشه؟ 🥰🎀🎈

حالا میخوای ارث پدرمونو ازمون بگیری؟ بیا برو درتو بزار عمو ج...

گُفت اورا توصیف کن ؛ گفتم: او جان می دهد به تن ِخسته ی من . ...

همیشه همیشه همیشه...همه منو پشت سرشون میذاشتن انگار که اصلا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط