یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم

یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم

یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم
از #صبر ویرانم ولی چشم #انتظار ت نیستم
یک روز میایی که من نه #عقل دارم نه #جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، #مست و خمارت نیستم
شب زنده داری می‌کنی تا #صبح زاری میکنی
تو بی‌قراری می‌کنی ، من بیقرارت نیستم
پاییز تو سر می‌رسد قدری #زمستان ی و بعد
#گل میدهی #نو میشوی ، من در #بهار ت نیستم
زنگارها را شسته ام دور از #کدورت های دور
آیینه ای رو به توام ، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست
امن ام حصارت ، اصلا منی در کار نیست
.
.
.
#بخوان_شعر_سخن_ناب
دیدگاه ها (۴)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستما...

پارت ۳۰

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

Custom bride part : 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط