در دل سنگ واژهای سبز میروید
در دلِ سنگ، واژهای سبز میروید
که از آغوشِ خاکستریِ شب میجوشد
کلامی روشن که با خودْ سپیده میآورد
و در پنجرهی خسته، آفتاب میکوبد
حرفِ خوب، چراغی است در تونلِ باد
ریسمانی از نور بر پلکِ هر ستاره
همانکه میشکافد دیوارِ غربت را
و در نخلستانِ خاطره، باران میبارد
یک کلمه میتواند خانۀ تنهایی را
از پایه برکند و باغی جای آن نشانَد
که در آن، شکوفههای نارنجِ امید
بر شاخههای خشکِ یأس میرویند
معجزه آنگاه آغاز میشود
که لبهای تو، چترِ آبیِ مهربانی میشوند
و هر واژه، دانهای است که در خاکِ قلب
درختِ محکمِ آرامش میشکفد
پس هر سخن را چون نیایش بر زبان آور
که جهان با تو همآواز میشود
و در آیینهی واژههای روشنت
همه چهرهها زیبا میشود...
پ.ن:
کلمات مثبت همچون باران بهاری هستند
که بر زمین خشکِ روح، سبزینه میآفرینند
و هر لبخندی که میکاری،
جنگلی میشود برای پناهگرفتنِ قلبها
که از آغوشِ خاکستریِ شب میجوشد
کلامی روشن که با خودْ سپیده میآورد
و در پنجرهی خسته، آفتاب میکوبد
حرفِ خوب، چراغی است در تونلِ باد
ریسمانی از نور بر پلکِ هر ستاره
همانکه میشکافد دیوارِ غربت را
و در نخلستانِ خاطره، باران میبارد
یک کلمه میتواند خانۀ تنهایی را
از پایه برکند و باغی جای آن نشانَد
که در آن، شکوفههای نارنجِ امید
بر شاخههای خشکِ یأس میرویند
معجزه آنگاه آغاز میشود
که لبهای تو، چترِ آبیِ مهربانی میشوند
و هر واژه، دانهای است که در خاکِ قلب
درختِ محکمِ آرامش میشکفد
پس هر سخن را چون نیایش بر زبان آور
که جهان با تو همآواز میشود
و در آیینهی واژههای روشنت
همه چهرهها زیبا میشود...
پ.ن:
کلمات مثبت همچون باران بهاری هستند
که بر زمین خشکِ روح، سبزینه میآفرینند
و هر لبخندی که میکاری،
جنگلی میشود برای پناهگرفتنِ قلبها
- ۲۴۳
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط