رمان بلک بینک و بی تی ای پارت ۳🤍
رمان بلک بینک و بی تی ای پارت ۳🤍
.
ناگهان لیسا متوجه میشه که جونگکوک داره با دقت حرکات رقص لیسا رو تماشا میکنه]
🌹لیسا: (با یه حالت دفاعی و کمی خجالتی) چیه؟ مگه تا حالا رقصیدنِ یه نفر رو ندیدی؟ چرا اینطوری زل زدی؟ 😳😑🌹
❤️🔥جونگکوک: (با یه لبخند شیطنتآمیز) نه، فقط داشتم میدیدم که آیا اون حرکتِ آخرت رو واقعاً خودت اجرا کردی یا از روی ویدئوی جدید ما یاد گرفتی؟ 😏😏❤️🔥
🌹لیسا: (با عصبانیت ولی در عین حال با هیجان) چی؟! من؟! از تو؟! اصلاً! من خودم سبک خودم رو دارم! 😤💢🌹
💝جنی: (زیر لب به لیسا) لیسا… آروم باش، نذار فکر کن کپی کردی! 🤫😳💝
🌹لیسا: (رو به جنی) جنی! تو هم با اون؟! من اصلاً بهشون نگاه هم نکردم! 😡🙄🌹
🍓جیسو: (با یه صدای بلند که همه رو ساکت میکنه) خب! کافیه! یا شروع میکنیم به تمرین، یا همین الان همه برگردیم خونه و هر کدوم رفتیم سراغ کار خودمون! ✋😑🍓 و ... .
برای پارت بعد آماده باشید😊💕
.
ناگهان لیسا متوجه میشه که جونگکوک داره با دقت حرکات رقص لیسا رو تماشا میکنه]
🌹لیسا: (با یه حالت دفاعی و کمی خجالتی) چیه؟ مگه تا حالا رقصیدنِ یه نفر رو ندیدی؟ چرا اینطوری زل زدی؟ 😳😑🌹
❤️🔥جونگکوک: (با یه لبخند شیطنتآمیز) نه، فقط داشتم میدیدم که آیا اون حرکتِ آخرت رو واقعاً خودت اجرا کردی یا از روی ویدئوی جدید ما یاد گرفتی؟ 😏😏❤️🔥
🌹لیسا: (با عصبانیت ولی در عین حال با هیجان) چی؟! من؟! از تو؟! اصلاً! من خودم سبک خودم رو دارم! 😤💢🌹
💝جنی: (زیر لب به لیسا) لیسا… آروم باش، نذار فکر کن کپی کردی! 🤫😳💝
🌹لیسا: (رو به جنی) جنی! تو هم با اون؟! من اصلاً بهشون نگاه هم نکردم! 😡🙄🌹
🍓جیسو: (با یه صدای بلند که همه رو ساکت میکنه) خب! کافیه! یا شروع میکنیم به تمرین، یا همین الان همه برگردیم خونه و هر کدوم رفتیم سراغ کار خودمون! ✋😑🍓 و ... .
برای پارت بعد آماده باشید😊💕
- ۱۶۴
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط