#سه_و_سه_دقیقه
#سه_و_سه_دقیقه
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰
ویو لیلی ___
پنج سال بعد_______________________
تهونگ به خاطر رفتار خوب، زودتر از موعد آزاد شد.
منتظرش بودم پشت درهای زندان.
وقتی اومد بیرون... دیگه اون مرد سرد و بیاحساس نبود.
ریش داشت. موهاش کمی سفید شده بود. چشمهاش خسته بودن. ولی توشون یه چیز دیگه بود.
آرامش.
تهونگ: «لیلی...؟»
لیلی: «سلام تهونگ...»
تهونگ: «تو... منتظرم بودی؟»
لیلی: «همیشه...»
قدم برداشت سمت من. ایستاد جلوم. دستش رو دراز کرد. ولی نرسوند.
تهونگ: «میتونم...؟»
لیلی: «آره...»
بغلم کرد.
محکم.
انگار میترسید دوباره منو از دست بده.
و من... توی بغلش گریه کردم.
نه از غم.
از خوشحالی.
یه سال بعد_______________________________
با هم رفتیم سر قبر میکا و کای.
تهونگ جلوی قبرشون زانو زد.
تهونگ: «متاسفم... بابت همهچی...»
من کنارش وایستادم.
لیلی: «میکا... کای... من بخشیدمش... امیدوارم شما هم ببخشید...»
باد وزید. برگها روی قبرشون رقصیدن.
انگار که می گفتن «بخشیدیم».
ادامه دارد......
لایک کنید و نظر بدینننننننن🔪🎀
شرط اون پارت قبلی و این پارت برسه میزارم
شرط :
لایک : ۴۰ تا
کامنت : ۲۵ تا
بازنشر: ۱۶ تا
دوستون دارم یه دنیا بایییبی 💋
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰
ویو لیلی ___
پنج سال بعد_______________________
تهونگ به خاطر رفتار خوب، زودتر از موعد آزاد شد.
منتظرش بودم پشت درهای زندان.
وقتی اومد بیرون... دیگه اون مرد سرد و بیاحساس نبود.
ریش داشت. موهاش کمی سفید شده بود. چشمهاش خسته بودن. ولی توشون یه چیز دیگه بود.
آرامش.
تهونگ: «لیلی...؟»
لیلی: «سلام تهونگ...»
تهونگ: «تو... منتظرم بودی؟»
لیلی: «همیشه...»
قدم برداشت سمت من. ایستاد جلوم. دستش رو دراز کرد. ولی نرسوند.
تهونگ: «میتونم...؟»
لیلی: «آره...»
بغلم کرد.
محکم.
انگار میترسید دوباره منو از دست بده.
و من... توی بغلش گریه کردم.
نه از غم.
از خوشحالی.
یه سال بعد_______________________________
با هم رفتیم سر قبر میکا و کای.
تهونگ جلوی قبرشون زانو زد.
تهونگ: «متاسفم... بابت همهچی...»
من کنارش وایستادم.
لیلی: «میکا... کای... من بخشیدمش... امیدوارم شما هم ببخشید...»
باد وزید. برگها روی قبرشون رقصیدن.
انگار که می گفتن «بخشیدیم».
ادامه دارد......
لایک کنید و نظر بدینننننننن🔪🎀
شرط اون پارت قبلی و این پارت برسه میزارم
شرط :
لایک : ۴۰ تا
کامنت : ۲۵ تا
بازنشر: ۱۶ تا
دوستون دارم یه دنیا بایییبی 💋
- ۴۹۷
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط