۫ ּ لایو جونگکوک کچل و داداشهاش 🦕 [ جوری که از آرمی قول انگشتی گرفت تا نرن به محل اعزامش اشک ] — مثل هیونگهام میخواستم برای نیروهای ویژه ثبت نام کنم اما به خاطر تتوهام نتونستم این کار رو انجام بدم. باورم نمیشه!! [ قیافهاش داره میگه این قوانین تخمی از کجا اومده ]