{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم

یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم

شب‌زنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی 
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم

پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم

زنگارها را شسته‌ام دور از کدورت‌های دور
آیینه‌ای رو به توام ، اما کنارت نیستم

دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصارت
دیدگاه ها (۱)

تو زندگی هیچ وقت التماس نکناگه التماس کردی به نامرد نکناگه م...

چشمانم را میبستم و به آوازی گوش میدادمکه در آن دلی می‌خواندم...

امروز صبح نگاهت رارو به آسمان کنبا بال‌هایی از عشق و آزادیپر...

امیدوارم اونقد خوشحال و خوب باشیدکه وقت نکنید یادی از غم و غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط