عاشقانه های شبنم
هر جا كه حرفت شد همان دم گريه كردم
خود را به يك گوشه كشاندم گريه كردم
جاى تو غم را بو كشيدم با نوازش
بر روى زانويم نشاندم گريه كردم
هر روز خوابيدم كه شب بيدار باشم
هر شب نشستم شعر خواندم گريه كردم
باران كه زد با بغض پشت رل نشتم
در التهاب شهر راندم، گريه كردم
تا آشنايى ديدم از حال تو پرسيد
جايت سلامت را رساندم، گريه كردم
تار سفيدى بين موها ديدم امروز
آنقدر بر خود خيره ماندم، گريه كردم
بیاد بابامحمدم 😭😭😭
خود را به يك گوشه كشاندم گريه كردم
جاى تو غم را بو كشيدم با نوازش
بر روى زانويم نشاندم گريه كردم
هر روز خوابيدم كه شب بيدار باشم
هر شب نشستم شعر خواندم گريه كردم
باران كه زد با بغض پشت رل نشتم
در التهاب شهر راندم، گريه كردم
تا آشنايى ديدم از حال تو پرسيد
جايت سلامت را رساندم، گريه كردم
تار سفيدى بين موها ديدم امروز
آنقدر بر خود خيره ماندم، گريه كردم
بیاد بابامحمدم 😭😭😭
- ۸۷۰
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط