{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

هر جا كه حرفت شد همان دم گريه كردم
خود را به يك گوشه كشاندم گريه كردم
جاى تو غم را بو كشيدم با نوازش
بر روى زانويم نشاندم گريه كردم
هر روز خوابيدم كه شب بيدار باشم
هر شب نشستم شعر خواندم گريه كردم
باران كه زد با بغض پشت رل نشتم
در التهاب شهر راندم، گريه كردم
تا آشنايى ديدم از حال تو پرسيد
جايت سلامت را رساندم، گريه كردم
تار سفيدى بين موها ديدم امروز
آنقدر بر خود خيره ماندم، گريه كردم
بیاد بابامحمدم 😭😭😭
دیدگاه ها (۰)

هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردمخود را به یک گوشه کشاندم گ...

هر جا که حرفت شدم همان دم گریه کردمخود را به یک گوشه کشاندم ...

هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردمخود را به یک گوشه کشاندم گ...

هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردمخود را به یک گوشه کشاندم گ...

هر جا که حرفت شدم همان دمگریه کردمخود را به یک گوشه کشاندمگر...

هر جا كه حرفت شد همان دم گريه كردمخود را به يك گوشه كشاندم گ...

هر روز خوابیدم که شب بیدارباشمهر شب نشستم شعر خواندمگریه کرد...

هر روز خوابیدم که شب بیدارباشمهر شب نشستم شعر خواندمگریه کرد...

در پای قول قصه ماندم تا بیایییک شهر را از خویش راندم تا بیا...

در شب قدر دلـم بـا غـزلی هـمـدم شـدبـین مـا فاصله هـا واژه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط