بانو
بانو💖🛐
حاجییی صبح فرودگاه رو زدن بعد ما هم تقریبا تقریبااا نزدیکشیم بعد بار دوم صحر اینا بود زدن، چند بار پشت سره هم بود شیشه هامونم لرزین. مامان بابام رفتن پشت بوم ببینن و نزاشتن بنده برم تماشا و گفتن بمونم ازین کودک دلقک«داداشم»حفاظت بوکُنُم و او را در آغوش بَگیرم تا نَگُرخَد...🤧
حاجییی صبح فرودگاه رو زدن بعد ما هم تقریبا تقریبااا نزدیکشیم بعد بار دوم صحر اینا بود زدن، چند بار پشت سره هم بود شیشه هامونم لرزین. مامان بابام رفتن پشت بوم ببینن و نزاشتن بنده برم تماشا و گفتن بمونم ازین کودک دلقک«داداشم»حفاظت بوکُنُم و او را در آغوش بَگیرم تا نَگُرخَد...🤧
- ۱۱.۸k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط