{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باااامم!

باااامم!
حقیقتا ایدشو رفیقم انداخت تو سرش داشتیم صبحت میکردیم گفت گرگی تو جلد گوسفند سیوت کردم منم این زیباشر رو درست کردم بخوریدش
دیدگاه ها (۱۲)

فقط من دیوونم که باهاش گریه کردم؟

ترس کونم ریخته تند تند از خودم پست میزارم

چه حس خوبیه وقتی میفهمی همه رفیقای قدیمیت ولت کردن جز یه نفر...

همه تو کامنتا بنویسید نانی

آرت

عشق در تاریکی پارت: ۱۲بعد از اینکه قرار شد فردا بریم برای تح...

حقیقتا قصد نداشتم این رو پست کنم ولی پیج سکوت بود گفتم بزارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط