{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا لحظات آخر خیره به چشمانش نگاه میکردم در انتظار یک کل

تا لحظات آخر خیره به چشمانش نگاه میکردم . در انتظار یک کلمه ،تنها یک کلمه ی بودم ،که احساسش را نسبت به خود بدانم،اما هزارن آه و افسوس که کامی باز نکرد و مرا ناکام گذاشت!
اما چیزی در چشمانش می رقصید ،شاید درخشش شعله شمع بود، اما نه!
من چشم های کسی ،که دوستم دارد را میشناسم! به گمانم اوهم عاشق بود،عاشق من!

#annaria
#general_min
دیدگاه ها (۲)

گاهی اوقات مردم نمیخواهند حقیقت را بشنوند، زیرا نمیخواهند با...

منشاء اشتباهات ندانستن نیستبلکه اعتقاد کورکورانه است!🦉

•كان يحتضن قلبي بكلماته•قلبم رو با کلمه‌هاش بغل می‌کرد..🤍🪐🕊

_راز سقوط،ژولی!راز سقوط!- رازِ سقوط؟ این دیگر چیست؟-رازیست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط