این همون فیکه که قولش رو دادمم[ معرفی]
__☆_The sweetest oblivion_☆__
《شیرین تیرین فراموشی》
ژانر: مافیایی_درام_عاشقانه
تعداد پارت:نا معلوم
کشور: ایتالیا
لوکیشن: لانگ آیلند، نیویورک:)
تعداد فصل: یکی
معرفی شخصیت های اصلی و فرعی :___
الینا ابیلی ملقب به سوییت ابیلی:)
نیکو لاس روشو ملقب به ایس
ادریانا( خواهر الینا)
ماما و پاپا (مامان و بابا به ایتالیایی)
بنیتو(پسر عمو الینا)
تونی (داداش الینا)
نونا (مامان بزرگ الینا)
جیانا
جنی (دوست دختر تونی)
( جنی از بلک پینک نیست خوشملا)
اسکار پرز( مافیاعه یکی از کشور هاست)
دامینیک
سباستین (داداش اسکار پرز)
خلاصه.... ♡
الینا که به دلیل طبیعت مطیعش به سوییت ابیلی ملقب شده، لبخند میزنه و برای همه چیز پاسخی جذاب داره. اون دختر مورد علاقه، رئیس مافیاییه.. یا بود.
اکنون، تنها چیزی که اون در انعکاس آینه می بینه، خونیه که دستانش رو مانند رنگ سرخ رنگ میکنه.
《اونها میگن برداشت اول همه چیزه》
بخش اصلی:
در آب های تیره دنیای اموات نیویورک، خواهر الینا قراره با نیکولاس روشو ازدواج کنه.
یک مردساخته شده، یک رئیس، یک کلاهبردار حتی با استاندارد های مافیایی.
(کلاهبردار واقعی نیست مثال میزنم)
شهرت اون بسیار زیاده و از کت و شلوارها و کروات های مشکیاش تیره تره . بعد از اینکه اولین برخورد اون و الینا بایک تابش خیره کننده تصادفی از طرف اون به پایان میرسه ، متوجه میشه که اون به همان اندازه که خوش تیپه و چهار شونست، بی ادب هم هست.
الینا از اون مرد با هر چیزی که هست خوشش نمیاد، اگر چه این مانع نمیشه که وقتی نزدیکشه، قلبش مانند باران به شیشه نزنه، و نه لرزی که با شنیدن صداش روی ستون فقراتش فرو میره.
اون همیشه نزدیکه، بهش میگه چیکار کنه. الینا ممکنه در بیرون همون سوییت ابیلی باشه، اما شروع به یاد گیری طعم تاریکی، دست های خشن، سیگار، و چشم های ویسکی رنگ میکنه. اون قبلا از یک رسوایی فرار کرده، به سختی می تونه در دیگری غرق شه.
علاوه بر این، حتی اگر اون مرد برای اون دختر بود، همه می دونن که تو نمی تونی عاشق یه مرد خلق شده بشی. درسته؟
(مرد خلق شده برای خلاف و هر کاری که مافیا ها میکنن)
خلاصه دوم:
الینا که ناخواسته جذب شوهر خواهر آیندش میشه ، هی سعی میکنه ازش دورشه و سرشو گرم کنه ولی وقتی این مرد نزدیکش میشه هیچ مقاومتی نداره و کنترلی رو خودش نداره و مثل شکار زخمی که سعی میکنه از شکارچیش فرار کنه با دست پایی لرزون و تپش قدبی که کل بدنشو گرفته سعی میکنه از چنگال شکارچی فرار کنه ولی اونقدر ها هم توانا نیست
پارت《 ۱ 》رو به زودی میزارم و اینم بگم ممکنه تو اوایل پارت ها یکم گنگ ولی اصلا به هیچ عنوان نگران نباشید خوشملام بهتون قول میدم که مثل من نتونید از این رمان دست بکشید:))♡♡
《شیرین تیرین فراموشی》
ژانر: مافیایی_درام_عاشقانه
تعداد پارت:نا معلوم
کشور: ایتالیا
لوکیشن: لانگ آیلند، نیویورک:)
تعداد فصل: یکی
معرفی شخصیت های اصلی و فرعی :___
الینا ابیلی ملقب به سوییت ابیلی:)
نیکو لاس روشو ملقب به ایس
ادریانا( خواهر الینا)
ماما و پاپا (مامان و بابا به ایتالیایی)
بنیتو(پسر عمو الینا)
تونی (داداش الینا)
نونا (مامان بزرگ الینا)
جیانا
جنی (دوست دختر تونی)
( جنی از بلک پینک نیست خوشملا)
اسکار پرز( مافیاعه یکی از کشور هاست)
دامینیک
سباستین (داداش اسکار پرز)
خلاصه.... ♡
الینا که به دلیل طبیعت مطیعش به سوییت ابیلی ملقب شده، لبخند میزنه و برای همه چیز پاسخی جذاب داره. اون دختر مورد علاقه، رئیس مافیاییه.. یا بود.
اکنون، تنها چیزی که اون در انعکاس آینه می بینه، خونیه که دستانش رو مانند رنگ سرخ رنگ میکنه.
《اونها میگن برداشت اول همه چیزه》
بخش اصلی:
در آب های تیره دنیای اموات نیویورک، خواهر الینا قراره با نیکولاس روشو ازدواج کنه.
یک مردساخته شده، یک رئیس، یک کلاهبردار حتی با استاندارد های مافیایی.
(کلاهبردار واقعی نیست مثال میزنم)
شهرت اون بسیار زیاده و از کت و شلوارها و کروات های مشکیاش تیره تره . بعد از اینکه اولین برخورد اون و الینا بایک تابش خیره کننده تصادفی از طرف اون به پایان میرسه ، متوجه میشه که اون به همان اندازه که خوش تیپه و چهار شونست، بی ادب هم هست.
الینا از اون مرد با هر چیزی که هست خوشش نمیاد، اگر چه این مانع نمیشه که وقتی نزدیکشه، قلبش مانند باران به شیشه نزنه، و نه لرزی که با شنیدن صداش روی ستون فقراتش فرو میره.
اون همیشه نزدیکه، بهش میگه چیکار کنه. الینا ممکنه در بیرون همون سوییت ابیلی باشه، اما شروع به یاد گیری طعم تاریکی، دست های خشن، سیگار، و چشم های ویسکی رنگ میکنه. اون قبلا از یک رسوایی فرار کرده، به سختی می تونه در دیگری غرق شه.
علاوه بر این، حتی اگر اون مرد برای اون دختر بود، همه می دونن که تو نمی تونی عاشق یه مرد خلق شده بشی. درسته؟
(مرد خلق شده برای خلاف و هر کاری که مافیا ها میکنن)
خلاصه دوم:
الینا که ناخواسته جذب شوهر خواهر آیندش میشه ، هی سعی میکنه ازش دورشه و سرشو گرم کنه ولی وقتی این مرد نزدیکش میشه هیچ مقاومتی نداره و کنترلی رو خودش نداره و مثل شکار زخمی که سعی میکنه از شکارچیش فرار کنه با دست پایی لرزون و تپش قدبی که کل بدنشو گرفته سعی میکنه از چنگال شکارچی فرار کنه ولی اونقدر ها هم توانا نیست
پارت《 ۱ 》رو به زودی میزارم و اینم بگم ممکنه تو اوایل پارت ها یکم گنگ ولی اصلا به هیچ عنوان نگران نباشید خوشملام بهتون قول میدم که مثل من نتونید از این رمان دست بکشید:))♡♡
- ۱۱.۵k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط