{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسین دارابی:

حسین دارابی:
«صورتش همه خونی بود»
مادر #روح‌_الله_عجمیان این جمله را که می‌گوید و مکث می‌کند، احساس می‌کنم جانش دارد از بدنش بیرون می‌رود...  همه توانش را جمع می‌کند و تقلا می‌کند برای سوگ عمیقش کلمه‌ پیدا کند: « تا الان ندیدمش»... هنوز جوان رشیدش را ندیده و سه‌روز از آن لحظه‌های سخت که اولین بار صحنه‌های جان‌دادنِ پسر رشیدش زیر مشت و لگد و ضربه چاقوی آن جماعت گذشته.  بغضش می‌شکند و توی‌گریه‌هایی تلخ، گم می‌شود: «من سه‌روز پیش رفتم دادگاه و‌ آنجا دیدم چطوری زدنش» 
بعد مظلومانه‌ترین و غریبانه‌ترین لحظه‌های روح‌الله زیر مشت و لگد جانی‌ها جلوی چشمش می‌آید: «یک دستش رو تنش بود و یک دست دیگر  را...» دستش را مثل آن لحظه‌های روح‌الله بالا می‌برد و انگار آن لحظه با همه وجودش آرزو می‌کند خودش آنجا جای پسرش بود: « یک دست دیگرش را اینجوری کرده که نزننش... هزار نفر زدنش»
جمله آخر توی سرم می‌پیچد؛ «هزار نفر زدنش»... غریب گیرآورده بودنش.

امروز دو تا از قاتل‌هایش را ق.صاص کردند؛ حالا جانی‌ها دوره افتاده‌اند برای مرثیه‌خوانی برایشان. کاش مادر روح‌الله هیچ‌وقت نیاید و نبیند؛ مگر یک زن، چندبار باید بمیرد و زنده شود
دیدگاه ها (۰)

حسین دارابی:فشار روی پدر محمد قبادلوی قاتل را می‌بینند و فشا...

پاشازاده میگه یک هفته حاجی نصیری رو بدین دست من ببینم میتونه...

اگه مسئولین!! با این داوری که با استوری هاش با ضد انقلاب همر...

🔴 راستی ازین پشمکی که می گفت از رئیسی مدرک دارم چه خبر؟😂🔹 بب...

پارت ۷هر سه به سمت یک میز رفتند و نشستند، با اینکه کاکاشی هن...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

19 اردیبهشت سالروز شهادت فرمانده مهربان جواد الله کرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط