می خوام یه خاطره تعریف کنم درمورد خودم
می خوام یه خاطره تعریف کنم درمورد خودم :
من قبلا با یه اکیپی تو مدرسه دوست بودم و بعد رفتم تو یه اکیپ دیگه که پایه ی بالا تری بودن[ کلا یه پایه] بعد اونا فکر کردن من آدم فروشی کردم و یکی از بچه های اکیپشون اول سال خیلی اتفاقات بدی براش اوفتاد که الان فکر میکنه که همش تقصیر منه و الان به من یه تهمت های خیلی خیلی بد زده مثل فحش دادن به بچه های کلاس از طرف من و ....که خیلی بدتره و باعث بد شدن بیشتر بچه ها با من شده و من چند دفعه با مدیرمون و معاونمون و مشاورمون صحبت کردم که همشون گفتن نباید اهمیت بدی و الان که تعطیل شده واقعا احساس خوبی دارم و بخاطر همین موضوع دوستم که طرف من بود یه ادیت زده که توی پست بعدی میزارم
اره میدونم خیلی پیچیده
من قبلا با یه اکیپی تو مدرسه دوست بودم و بعد رفتم تو یه اکیپ دیگه که پایه ی بالا تری بودن[ کلا یه پایه] بعد اونا فکر کردن من آدم فروشی کردم و یکی از بچه های اکیپشون اول سال خیلی اتفاقات بدی براش اوفتاد که الان فکر میکنه که همش تقصیر منه و الان به من یه تهمت های خیلی خیلی بد زده مثل فحش دادن به بچه های کلاس از طرف من و ....که خیلی بدتره و باعث بد شدن بیشتر بچه ها با من شده و من چند دفعه با مدیرمون و معاونمون و مشاورمون صحبت کردم که همشون گفتن نباید اهمیت بدی و الان که تعطیل شده واقعا احساس خوبی دارم و بخاطر همین موضوع دوستم که طرف من بود یه ادیت زده که توی پست بعدی میزارم
اره میدونم خیلی پیچیده
- ۳.۳k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط