{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می پنداشتم او با همه فرق دارد

می پنداشتم او با همه فرق دارد
نجاتم خواهد داد
فرق داشت اما نجاتم نداد
بقیه اگر رهایم کردند
او مرا در بین تاریکی ها غرق کرد
اما بازهم دوستت دارم؛ چراکه من بجای غواص نجات دهنده،
غرق کننده ام را بازهم پذیرفتم
(باشد که یک روز این را بخوانی)
دیدگاه ها (۰)

از بعد رفتنت دیگه هیچی مثل قبل نشد.انگار قلبم وارد یه زمستون...

پارت ۱۱ ..... آخرین نقشه

...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

....پنج پارتی از جیمین....

در خواستی یاندره از کازوتورا

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۶ در طبقه بالاتر، آن...

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتی بازی ممنوع

در خواستی یاندره باجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط