{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهون: *خواب مونده بود کای میاد بیدارش کنه که بهش بگه غذا

سهون: *خواب مونده بود کای میاد بیدارش کنه که بهش بگه غذا آمادس*
کای: *دستشو سمت سهونی دراز میکنه*
سریع بیا.
دیدگاه ها (۱)

جوری که کتشو در میاره و لبه آستین تی‌شرتشو پایین می‌کشه، علا...

کاش یکی به کای میگفت گل چیزیست بوییدنی🦦

سکای در حال کرم ریزی به هم🙂

مخملیpart 3گربه به یونگی نگاهی میندازه و بعد نگاهشو مغرورانه...

مخملیpart 5با‌حس کشیده شدن زبونی رو سرش چشاشو باز میکنه سریع...

مخملیpart 9تهیونگ داشت به این فکر میکرد که چجوری غذا بخوره ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط