{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💙آدم‌ها خواسته نشدن را زود می‌فهمند.

💙آدم‌ها خواسته نشدن را زود می‌فهمند.
در آن نگاهِ پرسشگرِ اولیه، رخوت را می‌بینند.
سکوت، گویاترین فریادِ عدمِ حضور است.
ضربه‌ای سرد و بی‌رحم، از دلِ جان برمی‌خیزد.
اما عجیب است؛ تن آدمی به امیدهای واهی خو می‌گیرد.
ما در جستجوی نوری هستیم که هرگز تابیده نشده است.
و این‌جا تلخ‌ترین بخشِ ماجرا آغاز می‌شود:
مکثِ طولانی میانِ "فهمیدن" و "پذیرفتن".
روزهایی که با تکرارِ سایه‌ها، به تاریکی عادت می‌کنیم.
وانمود می‌کنیم که ماه در راه است تا ناامیدی را پنهان کنیم.
غرورِ ما، که از ترسِ خالی ماندن سرچشمه می‌گیرد.
ما را در قلعه‌ی محکمِ انکار زندانی می‌کند.
انکاری که هر لحظه، حقیقتِ تلخ را پس می‌زند.
در این میان، فاصله‌ها روزبه‌روز بلندتر می‌شوند.
دست‌هایی که سرد شده‌اند، دیگر به هم نمی‌رسند.
ما در این مکث، زخمِ امروز را به فردا می‌کشانیم.
حیاتی که با امیدِ واهی، به درازا می‌افتد.
روزها می‌گذرند و ما هنوز حیرانِ پذیرش هستیم.
و هر بار که نگاه می‌کنیم، خلأ عمیق‌تر می‌شود.
گویی پذیرش، کلیدی است که از یافتنِ آن هراس داریم.💙



🩵پ.ن:پرواز قشنگ است، ولی بی غم و منت
منت نکش از غیر و، پر و بال خودت باش‌

#اقبال‌لاهوری‌🩵





📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
#نوستالژی_آبی #بارونی_آبی #رویای_آبی
دیدگاه ها (۰)

💙یادش بخیرمدارس شیفتی صبح و عصر اینجوری بودن که اگه چیزی رو ...

💙یکی از قشنگترین خاطره‌های بچگی وقتی بود که وسط کلاس درس، نا...

💙ترس تموم شدن اعتبار کارت قطع شدن تماس ایستادن تو نوبت برای ...

💙توی این گرمای 50 درجه ای که اروپایی‌ها گرما زده میشنفقط ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط