ما برای زیستن یک آغوش می‌خواستیم یک اقلیم پذیرنده و گرم

ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم

ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم، یک محیط انحصاری و دنج، یک مرز عمیق و عزیز به قاعده‌ی دو بازوی پناه‌دهنده.
ما برای زیستن، عشق می‌خواستیم، چیزی که میان تمام امکان‌ها، یقین باشد و میان تمام شایدها، حتماً!
ما برای زیستن، رفیق می‌خواستیم، کسی که حقیقتا دلسوزترین باشد و عمیقا امن‌ترین باشد و دقیقا قابل اعتمادترین!
ما برای زیستن، دلخوشی می‌خواستیم، تا اگر شبی کنار پنجره‌‌ای ایستادیم و زل زدیم به ساختمان‌های کوتاه و بلندی که زیر نور ضعیف ماه آرام گرفته‌اند، به دلخوشی‌هامان فکر کنیم و لبخند کش‌داری بزنیم و هوای آرامش را عمیقا نفس بکشیم.
ما نیاز داشتیم که شب‌ها آسوده و آرام به خواب برویم و صبح‌ها به شوق اتفاقات خوب بیدار شویم.
ما نیاز داشتیم به‌وقت سردی و بی‌مهریِ روزگار، به گرمیِ آغوش مهربان کسی پناه ببریم.
ما برای زیستن، به چیزهای بیشتری نیاز داشتیم
دیدگاه ها (۳)

p38

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم، ی...

ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم، ی...

ما برای زیستن، عشق می‌خواستیم، چیزی که میان تمام امکان‌ها، ی...

#عاشقانه_های_من#قدیما_یادش_بخیر#دلا_هم_آشیون_بودن#خوشگلا_خوش...

جسارتِ زیستن به کنار، آدم کسی را می‌خواهد که به خاطرش بیشتر ...

❄️❄️مانند بازماندگانی در سخت‌ترین روزهای جنگ که میان خون و د...

دنیا کوتاه است، بغلش کن، بگو دوستش داری، بگو بدون او نمی‌شود...

تویی که داری این کلمات را می‌خوانی، تویی که رفیقِ منی، عزیزِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط