پارت 10
پارت 10
ویو ات
از عمارت تهیونگ زدم بیرون و رفتم طرف خونه خودم که یک پسر کوچولو دیدم که داره گریه میکنه پسره تقریبا5سال داشت
ات:پسر کوچولو چرا گریه میکنی
پسره : خاله مامانم گم کردم
ات: کجا گمش کردی
پسره: رفته بودیم پارک که رفتم با دوستام بازی کنم و دوستام گفتن اینجا بازی کنیم و اینجا بازی کردیم ( با لحنه بچه گونه)
ات : کدوم پارک مامانتو گم کردی
پسره : پارک..... (مثلا گفت😄)
ات:بیا با هم بریم پارک ببینیم مامانت اونجاست
پسره : باشه ( با لحنه بچه گونه)
ات و پسره رفتیم طرف پارک که پسره گفت : باباااااا
یک مرد با سرعت دوید سمت پسره و من و پسرو زود بغل کرد
مرده :پسر بابا کجا بودی من مامان خیلی دنبالت گشتیم
پسره : همه چیو تعریف کرد
مرده : ممنون خانم بابت اینکه پسرمو پیدا کردین و اوردین پارک
ات: خواهش میکنم
مرده : آها من خودمو معرفی نکردم
من جانگ یو (کم بوده اسم) هستم و اینم پسرمه اسمش جانگ سه یون هست
ات : خیلی خوشبختم منم ات هستم
جانگ یو : خوشبختم
ات : همچنین
بعد از گفته گو رفتم طرف خونه و کیلیدو داخل در کردم و وارد شدم و درو بستم و رفتم و خودمو انداختم روی تخت و یک ساعت خوابیدم
ویو تهیونگ
کت شلوار پیشیدم و رفتم پایین و به ات گفتم بره خونه و استراحت کنه و ات قبول کرد و رفت منم رفتم و با یکی از ماشین هام راه افتادم طرف شرکت
ویو ات
____________
آخيش خسته شدم
بچه ها انشالله من دیگه غایب بشم وقتی حاضر میشم که به شرط هام عمل کنید
شرط
15 تا کامنت
12 تا لایک
_____________
عاشق همتو هستم
_________________________
بوس بوس ❣️❤️
ویو ات
از عمارت تهیونگ زدم بیرون و رفتم طرف خونه خودم که یک پسر کوچولو دیدم که داره گریه میکنه پسره تقریبا5سال داشت
ات:پسر کوچولو چرا گریه میکنی
پسره : خاله مامانم گم کردم
ات: کجا گمش کردی
پسره: رفته بودیم پارک که رفتم با دوستام بازی کنم و دوستام گفتن اینجا بازی کنیم و اینجا بازی کردیم ( با لحنه بچه گونه)
ات : کدوم پارک مامانتو گم کردی
پسره : پارک..... (مثلا گفت😄)
ات:بیا با هم بریم پارک ببینیم مامانت اونجاست
پسره : باشه ( با لحنه بچه گونه)
ات و پسره رفتیم طرف پارک که پسره گفت : باباااااا
یک مرد با سرعت دوید سمت پسره و من و پسرو زود بغل کرد
مرده :پسر بابا کجا بودی من مامان خیلی دنبالت گشتیم
پسره : همه چیو تعریف کرد
مرده : ممنون خانم بابت اینکه پسرمو پیدا کردین و اوردین پارک
ات: خواهش میکنم
مرده : آها من خودمو معرفی نکردم
من جانگ یو (کم بوده اسم) هستم و اینم پسرمه اسمش جانگ سه یون هست
ات : خیلی خوشبختم منم ات هستم
جانگ یو : خوشبختم
ات : همچنین
بعد از گفته گو رفتم طرف خونه و کیلیدو داخل در کردم و وارد شدم و درو بستم و رفتم و خودمو انداختم روی تخت و یک ساعت خوابیدم
ویو تهیونگ
کت شلوار پیشیدم و رفتم پایین و به ات گفتم بره خونه و استراحت کنه و ات قبول کرد و رفت منم رفتم و با یکی از ماشین هام راه افتادم طرف شرکت
ویو ات
____________
آخيش خسته شدم
بچه ها انشالله من دیگه غایب بشم وقتی حاضر میشم که به شرط هام عمل کنید
شرط
15 تا کامنت
12 تا لایک
_____________
عاشق همتو هستم
_________________________
بوس بوس ❣️❤️
- ۱۷۴
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط