{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رقصیدیم تو این جهان تنگ بنا شده

رقصیدیم تو این جهان تنگ بنا شده
این ارواح مغروق مردگان رها شده
با گوشه ی چشم نگامون میکردن آجرا
تو استخوان بی جون خونه های فقر
وقتی که باد جدایی آواز شد
آخرین اصطکاک دست ما ساز شد
من از پشت کشیده شدم توی توفان
دیدگاه ها (۰)

گیرم که مرا به حیله ای آزردی در جنگ خیالیت مرا هم بردی یک رو...

جوری که تاسیانو زندگی کرده بودم....

«عاشق بارانی من»در را باز کردم. باد سردی با ملایمت گونه‌هایم...

#سناریو#درخواستی#چندپارتی(پارت اخر) وقتی توی اتاق خوابمونیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط