حکایتهای فیهمافیه رو خیلی دوست دارم.
حکایتهای فیهمافیه رو خیلی دوست دارم.
بچه به مادرش میگه توی تاریکی سیاهیِ دیو مانندی میبینم و میترسم. مادرش میگه نترس، هروقت دیدی به سمتش حملهور شو و میبینی ک خیاله.
بچه به مادرش میگه خب اگه مادرِ اون سیاهی هم بهش همین حرف رو زده بود چی؟
بچه به مادرش میگه توی تاریکی سیاهیِ دیو مانندی میبینم و میترسم. مادرش میگه نترس، هروقت دیدی به سمتش حملهور شو و میبینی ک خیاله.
بچه به مادرش میگه خب اگه مادرِ اون سیاهی هم بهش همین حرف رو زده بود چی؟
- ۱۱.۱k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط