{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این تنِ خسته زِ جان

این تنِ خسته زِ جان
تا به لبش
راهی نیست ... !💔
دیدگاه ها (۰)

گفت پازل هزارتیکه دیدی؟من آدم هزار تیکه ام، یه آدمِ جدا شده‌...

اخر شب که میشه پوست و استخون از روح جدا میشه و یه روح میمونه...

برای دوست داشتنتقلب کوچکم کافی نیست🫀 تو را باید با جان پرستی...

جای من...دلم تنگ است و دستم از تو کوتاهخودت را جای من امشب ب...

از شوق شکرخنده لبش جان نسپردمشرمنده جانان ز گران جانی خویشم....

غزل ۱۸۶۷ از دیوان شمس مولانا

🥀▪️ تا جان ز تن برادرت گشت جداانگار که جان ز پیکرت گشت جداشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط